استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٣٦
مرام تو فايدهاى ندارد. «١» از مقايسه آيه سوره اعراف، درباره اصحاب حضرت صالح (ع) با آيه سوره هود (ع) درباره اصحاب حضرت نوح (ع) به نكته ديگرى نيز مىتوان دست يافت و آن اين كه بيشتر ايمان آورندگان به مكتب انبيا، از طبقه مقابل «ملأ» هستند و اين طبقه دو عنوان دارد: يك نام و عنوان در فرهنگ پيامبران و نام و عنوان ديگرى در فرهنگ مترفين. در فرهنگ پيام آوران وحى و منطق قرآن، آنان «مستضعف» اند؛ يعنى كسانى كه توان مادى و انسانى شان را ظالمان به يغما بردهاند. و در فرهنگ مترفين، آنان «اراذل» اند. مترفين درباره اين گروه، واژه استضعاف را به كار نمىبرند؛ چرا كه اين واژه از استعداد و توانايىهاى ذاتى اين گروه و غارت و ظلم گروه مستكبر نسبت به آنان، پرده بر مىدارد.
مترفين با معرفى آنان به عنوان «اراذل»، آنان را افرادى پست و بى مايه نشان مىدهند، درحالى كه در زبان قرآن، چنين تعبيرهاى اهانتآميزى درباره اين گروه به چشم نمىخورد. قرآن با به كار بردن كلمه «مستضعف»، به ريشه بسيارى از ضعفها و كمبودهاى آنان، هشدار و توجه مىدهد.
قرآن كريم براى مسلمانان صدر اسلام نيز كه در مكّه، اسير دست ظالمان بودند، از تعبير «مستضعف» استفاده مىكند و مىفرمايد:
«ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فى سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ ...» «٢» چرا در راه خدا و مستضعفان نمىجنگيد؟! آشكار است كه اين مسلمانان، استضعاف فكرى نداشتهاند و همان گونه كه در مباحث گذشته بيان شد، از سطح آگاهى خوبى برخوردار بودهاند، ولى در همان حال «مظلوم» بوده و مشركان مكّه، ايشان را تحت آزار و اذيت فراوان قرار مىداده و مانع هجرت آنان مىشدهاند. در اين آيه نيز «استضعاف» صرفاً جنبه اقتصادى ندارد، بلكه بيشتر داراى ابعاد اجتماعى است و مستضعفان افرادى هستند كه مقهور مستكبرانند و در