استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ١٤٣
اظهار مىداشت كه اگر دوباره به چنين پيمانى دعوت شوم، اجابت مىكنم. «١» هنگامى كه رسول خدا (ص) براى هدايت اعيان و اشراف مكه، زحمت و مشقّتى فراوان به جان خريد، اين آيه شريفه نازل شد:
«وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالغَداوةِ وَ العَشِىِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُريدُ زِيْنَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لا تُطِعْ مَنْ اغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَويهُ وَ كانَ امْرُهُ فُرُطاً» «٢» اى پيامبر! هميشه با شكيبايى با آنان كه صبح و شام خدا را مىخوانند و رضاى او را مىطلبند، همراهى كن و يك لحظه از ايشان چشم مپوش كه به زينتهاى دنيا تمايل پيدا كنى و هرگز از آن كس كه دلش را از ياد خود غافل كردهايم و تابع هواى نفس خوده شده و به تبهكارى پرداخته است، پيروى مكن.
اين آيه شريفه، كه درباره گروهى از صحابه مؤمن و فقير پيامبر اكرم (ص)، مانند سلمان، ابوذر، صهيب، عمار، خُباب نازل شده «٣»، به پيامبر دستور مىدهد كه به جاى كسانى كه همواره نزد تو مىآيند و ايمان خود را مشروط به طرد مسلمانان فقير مىكنند، به سراغ مؤمنان راستين برو و خود را وقف آنان كن.
البته، پشتوانه انبياء و اوليا در مبارزه با طاغوتها و مستكبران همين تودههاى محروم بودهاند و پيامبران با اتكا بر خدا و اعتماد بر مردم محروم و مستضعف اهداف خود را دنبال كردهاند. اميرمؤمنان على (ع) از جلب اعتماد تودههاى مردم از سوى حاكم و بى اعتمادى گروههاى اندكى كه همواره خود را از ديگران برتر مىپندارند، به عنوان يك «اصل» ياد كرده، مىفرمايد:
براى والى، هيچ كس پر خرجتر در هنگام آسايش، كم كمكتر در هنگام سختى،