استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ١١٧
از ثروتمندان دورى كن و از نشستن با آنان بپرهيز. «١» كلامى نورانى از اميرمؤمنان على (ع) ارزش اين فرهنگ را نشان مىدهد:
«ما احْسَنَ تَواضُعَ الْاغْنِياءِ لِلْفُقَراءِ طَلَباً لِما عِنْدَاللَّهِ وَ احْسَنُ مِنْهُ تَيهُ الْفُقَراءِ عَلَى الْاغْنِياءِ اتِّكالًا عَلَى اللَّهِ» «٢» چه زيباست تواضع ثروتمندان در برابر فقيران براى پاداشى كه نزد خدا دارند و زيباتر از آن بى اعتنايى فقيران به ثروتمندان است براى اعتماد و تكيهاى كه بر خدا دارند.
كسانى كه در اين مكتب تربيت يافتهاند، عمرى را در فقر و تنگدستى زندگى كردهاند و نه تنها دست نياز به سوى احدى دراز نكرده، بلكه حتى به فرصتهاى پيش آمده براى رسيدن به الاف و الوف هم توجهى نداشتند. امام صادق (ع) مىفرمايد:
مردى ثروتمند خدمت رسول خدا (ص) رسيد و كنار آن حضرت نشست. اندكى بعد، فقيرى ژنده پوش به مجلس وارد شد و كنار ثروتمند نشست. مرد ثروتمند لباسهاى خويش را جمع كرد تا به آن ژندهپوش نخورد و كثيف نگردد. رسول خدا (ص) خطاب به او گفت: «آيا ترسيدى كه چيزى از فقر او به تو برسد؟!» ثروتمند گفت: «خير!» حضرت فرمود: «پس چه چيز تو را به اين رفتار وا داشت؟!» مرد گفت: «اى رسول خدا! مرا شيطانى قرين است كه كارهاى زشت را برايم زيبا و كارهاى زيبا را برايم زشت مىنمايد [براى جبران اين خطا] نصف مالم را به اين مرد بخشيدم.
رسول خدا (ص) به مرد فقير فرمود: «آيا مىپذيرى؟» او گفت: «خير!» ثروتمند پرسيد: «چرا؟!» فقير پاسخ داد: «مىترسم همان حال تو، دامنگير من نيز بشود.» «٣» اگر چنين حالتى در افراد جامعه پديد آيد، ديگر هيچ گاه به آنان اجازه فروتنى نزد ظالمان و مستكبران و پذيرفتن استضعاف نمىدهد، بلكه آنان را انسانهاى آزادهاى مىگرداند كه براى گسستن تمام قيد و بندها قيام مىكنند.
ب- ريشه كن كردن فقر و تنگدستى مستكبران، براى به خدمت گرفتن توده مردم و تحميل سلطه جابرانه خود بر آنان، از