استكبار و استضعاف در قرآن

استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ١٠٩

جهت مكتب پيامبران، در برابر بينش‌هايى چون ماترياليسم تاريخى است كه نقش راهنمايى، دعوت، تبليغ، اندرز و امثال آن را از امور روبنايى مى‌دانند و منكر دگرگونى و تحول انسانى و اجتماعى، در اثر آموزش و پرورش هستند. در نظر آنان، تصوّر اين كه چنين مسائل روبنايى، بتواند مبدأ تحول اجتماعى شود، تصورى ايده‌آليستى است؛ زيرا محروميت طبقاتى، خود به خود الهام بخش روشنفكرى و اصلاح‌طلبى و انقلابى شدن است، نه عوامل بيرونى تعليم و تربيت. «١» نهضت فرهنگى پيامبران بر پايه آگاهى دادن به انسان و خارج كردنش از منجلاب جهل و خرافه استوار است. آنان اصول دعوت فرهنگى خود را بر محور چند آگاهى قرار داده‌اند:
اوّل- آگاهى به مبدأ و معاد: نخستين آگاهى، كه پيامبران مى‌دهند، پاسخ به اين پرسش هاست كه از كجا آمده‌اى، در كجا هستى و به كجا مى‌روى. و دغدغه نخستينى كه پيامبران به وجود مى‌آورند، دغدغه مسؤوليت در برابر كل آفرينش و هستى است.
هر چند اصلاح اجتماعى و اقامه قسط بخشى از برنامه پيامبران را تشكيل مى‌دهد، ولى آنان كار خود را از درون آغاز مى‌كنند، نه از بيرون؛ يعنى قبل از انگشت گذاشتن بر فشارهاى مادّى و توجه دادن به محروميت‌ها و استضعاف و حركت دادن مردم براى از بين بردن تبعيض، به آفرينش انقلاب درونى از راه توليد عقيده و ايمان و شور معنوى دست مى‌زنند. ترتيب سوره‌ها و آيه‌هاى نازل شده قرآن و سيره رسول اكرم (ص) در دوران سيزده ساله مكّه، به خوبى اين جهتگيرى را نشان مى‌دهد تا آن جا كه در سوره‌هاى مكّى كمتر مطلبى جز تذكّر به مبدأ و معاد به چشم مى‌خورد. البته، توحيدى كه پيامبران، مردم را به آن فرا مى‌خوانند، تنها يك عقيده درونى و اعتقاد به خداوند متعال و يگانه نيست بلكه داراى ابعاد اجتماعى پر دامنه‌اى است. سر لوحه دعوت پيامبران «أُعْبُدُوا اللَّه وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت» است؛ يعنى دعوت به توحيد، مساوى است با نفى طاغوت و هر چه غير خدايى و در برابر خداست.
دوم- آگاهى به كرامت و مقام انسانى: محور دوم آگاهى‌هاى پيامبران، توجه دادن‌