آشنايى با نظام سياسى اسلام - نظر پور، مهدی؛ وفا، جعفر - الصفحة ٨٤
اشاره شده است كه عبارتند از: ١- صلاحيّت علمى لازم براى افتاء در ابواب مختلف فقه؛ ٢- عدالت و تقواى لازم براى رهبرى امّت اسلام؛ ٣- بينش صحيح سياسى و اجتماعى، تدبير شجاعت، مديريت و قدرت كافى براى رهبرى. «١» با توجه به دو اصل فوق، رهبرى يا ولى فقيه در نظام جمهورى اسلامى ايران بايد داراى شرايط و ويژگىهاى زير باشد:
١- صلاحيّت علمى براى افتاء: يكى از شرايط نخستين رهبر اين است كه داراى علم و اجتهاد به احكام و مقررات اسلام باشد تا بتواند احكام الهى را از منابع و ادله شرعى به دست آورد. به عبارت ديگر، رهبرِ اسلامى بايد از مقام علمى شايسته برخوردار باشد تا به وسيله قوانين الهى بتواند مسائل سياسى، اجتماعى و ... را حل و فصل كند. مراد از عالم دينى در اين جا كسى است كه با بهره جويى از نيروى اجتهاد، به احكام اسلامى بر اساس قرآن و سنّت معصومين عليهم السلام آگاهاست باشناخت زمينهها مىتواند احكاماسلامى در هر مور درابه اجرا درآورد.
٢- عدالت: عدالتخوهى سرآمد خواستههاى فطرى و الهى انسان است از رهبرى جامعه اسلامى انتظارى جز عدالت نمىرود. او بايد براى اجراى عدالت، نخست خود عادل باشد. از سويى ديگر، افراد جامعه اسلامى نيز با آگاهى از وجود ملكه عدالت در رهبر، براى اجراى عدالت در جامعه اميدوار و دلگرم مىشوند.
٣- تقوا: بى گمان شرط لازم براى رهبرى جامعه اسلامى، ايمان و اعتقاد كامل به مبانى آيين آسمانى اسلام است؛ زيرا خداوند سلطه كافرين بر مؤمنين را نفى مىكند و شكّى نيست كه هر كس خود معتقد به اسلام نباشد، انتظار اجراى دستورهاى اسلامى را نمىتوان از او داشت. امّا ايمان و اعتقاد هر چند لازم است، كافى نيست.
رهبر بايد داراى ملكهاى نفسانى باشد كه وى را وادار به ترك گناهان و انجام تكليف الهى كند به گونهاى كه در همه حال بر هواى نفس خويش پيروز آيد و جزء اطاعت از فرمان خدا، از هيچ چيزى ديگر تأثير نگيرد و قانونگذار نيز به درستى به اين خصيصه مهم براى رهبرى توجه كرده است. البته مراد اين نيست كه ولى فقيه مىبايد معصوم باشد، بلكه مراد آن است كه در بالاترين حدّ ممكن از تقوا و خداترس و پرهيزگار برخوردار باشد؛ يعنى آنچه براى غير معصومين ممكن است.