آشنايى با نظام سياسى اسلام - نظر پور، مهدی؛ وفا، جعفر - الصفحة ٣٩
خويشتن خويشم كفايت كند، كه او بيش از خود من قلمرو هستيم را مالك باشد «١» همچنين در عهدنامه مالك اشتر دستور مىدهد:
ثُمَّ لْيَكُنْ آثَرُهُمْ عِنْدَكَ اقْوَلَهُمْ بِمُرِّ الْحَقِّ لَكَ وَاقَلَّهُمْ مُساعَدَةً فيما يَكُونُ مِنْكَ مِمَّا كَرِهَ اللَّهُ لِاولِيائِهِ واقِعاً ذالِكَ مِنْ هَواكَ حَيْثُ دَفَعَ. «٢» سپس (از ميان آنان) افرادى را كه در گفتن حق از همه صريحتر و در مساعدت و همراهى نسبت به آنچه خداوند براى اوليايش دوست نمىدارد به تو كمتر كمك مىكنند، مقدمدار؛ خواه موافق ميل تو باشند يا نه.
پشتيبانى و حمايت در نظام اسلامى، نقش مردم، ويژه زمان و موردى خاصّ نيست، بلكه هميشگى و همه جانبه است. اين پشتيبانى و حمايت از دو راه نمود مىپذيرد:
الف- مشاركت سياسى و شركت فعّال در انتخابات و همهپرسىها و همراهى با مراكز و نهادهايى كه سبب تقويت نظام و زمينهساز اتّحاد و حضور در صحنه مىگردد.
ب- تعيين رهبر و رأى به خُبرگانى كه مصداق فقيه عادل و جامع شرائط را شناسايى و معرفى مىكنند. بدينسان مردم، خود، از راه غير مستقيم و به واسطه مجلس خبرگان ولى فقيه و رهبر شايسته و جامع را برمىگزيند. البته چنان كه پيشتر گذشت، انتخاب و رأى مردم هيچ سهمى در مشروعيّت يا حتّى فعليّت ولايت فقيه ندارد، بلكه تنها عامل مشروعيت ولايت فقيه، انتصابى است كه از جانب شرع مقدّس صورت گرفته است و حمايت نظرى و عملى مردم و رأى مستقيم يا غير مستقيم به ولى فقيه، زمينه را براى اعمال ولايت آماده مىكند. «٣» پس مردم، هم در پديد آمدن حكومت اسلامى و هم در بقا و استمرارش سهمى مهم بر عهده دارند.