آشنايى با نظام سياسى اسلام - نظر پور، مهدی؛ وفا، جعفر - الصفحة ٢٨
حجيّت عقل حجيّت عقل، هم به حكم عقل ثابتاست (آفتاب آمد دليل آفتاب) و هم به تأييد شرع، اساساً حقّانيّت شرع و اصول دين را تنها به حكم عقل مىتوان ثابت كرد. حال، چگونه ممكن است از نظر شرعى عقل را حجّت ندانيم؟! وانگهى، شارع مقدّس نيز بر دريافتهاى عقلانى مهر تأييد زده و آن را در رديف دريافتهاى وحيانى باز گفته و همتراز شمرده است كه اين، خود، حاكى از اعتبار و ارزش آن است:
وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ (ملك/ ١٠)
و مىگويند «اگر ما گوش شنوا داشتيم يا تعقّل مىكرديم، [اكنون] در ميان دوزخيان نبوديم.
از بافت ادبى و بلاغى آيه و نيز از دقّت در پيام آن، برمىآيد مردمانى كه دور از دسترسى به پيامبران و مكتبهاى آسمانى مىزيستند و هرگز ندا و پيام پيامآوران الهى را درنيافتند، اگر به دريافتهاى عقلى پاىبند مىشدند و همان را براى خويشتن ملاك عمل قرار مىدادند، برايشان حجّت محسوب مىشد و در آخرت، به خشم و عذاب خدا گرفتار نمىشدند. به ديگر سخن، همچنان كه عمل به «نقل معتبر» و دستورهاى پيامآوران وحى و اولياى الهى موجب رهايى از استيضاح و عذاب الهى است، عمل به دريافتها و پيامهاى عقلى نيز رهايىبخش انسان از عقاب و عذاب است و پاداش و ثواب اخروى به دنبال دارد.
نقش عقل در اثبات احكام را در دو محور، مىتوان مورد بررسى قرار داد:
يكى مستقلات عقليّه و كشف احكام واقعى يقينى، كه همه مقدّمات شناخت و استدلال و استنتاج در اين مورد به طريق عقلى انجام مىگيرد بىآنكه از منبع ديگرى بهره گيرد.
دوم، غير مستقلات عقليّه كه عقل با در دست داشتن يك اصل عقلى و ضميمه آن به يك قاعده شرعى به يك نتيجه مقبول مىرسد «١» كه آن بر دو نوع است:
- استخدام و انضمام اصول لفظيه براى اثبات حجّيّت امارات ظنّى مستند به علمو كمك براى كشف مفاد كامل كتاب و سنّت.
- استمداد از اصول عمليه و تعيين وظيفه ظاهرى، در موردى كه دسترسى به حكم واقعى ممكن نباشد. «٢»