آشنايى با نظام سياسى اسلام - نظر پور، مهدی؛ وفا، جعفر - الصفحة ٣٦
بر امام و زمامدار واجب است طبق قوانين الهى، حكم كند. او مانند يك امين، امانتدار قدرت عمومى است. هرگاه حاكم اسلامى، به اين وظايف عمل كند، بر مردم واجب است به سخنش گوش فرا دهند و از او اطاعت نمايند و چون فرمان بدهد اطاعت كنند. «١» البته پذيرش حكومت و حاكم، از سوى مردم، بدين معنا نيست كه رهبر و حاكم و امام عليه السلام بىپذيرش مردم، داراى شايستگى امامت و ولايت نيست و يا قبول مردم، از شرايط امامت است، بلكه بدين معناست كه بىپذيرش از مردم، امامت امام شايسته و منصوب الهى، عينيّت نمىيابد. «٢» مردم با پذيرش و فرمانبردارى از امام و پيشواى خود، زمينه را براى حاكميّت وى آماده و حجّت را بر او تمام مىكنند. چون امام در مىيابد كه مردم امامتش را مىپذيرند و در صحنه عمل نيز از او فرمان مىبرند. بر خود تكليف شرعى و وظيفه الهى مىداند كه رهبرى آنان را بپذيرد و راهى براى عذر و بهانه بر جاى نگذارد.
معارف دينى اين پذيرش را «بيعت» خواندهاند كه داراى پيشينه تاريخى است و از زمانهاى گذشته در ميان ملّتهاى جهان، به ويژه در ميان عرب و همچنين در ايران باستان رواج داشته است و به نوبه خود يكى از مظاهر فرهنگ و تمدّن مردمان پيشين بوده است.
آيين اسلام نيز بيعت را با شرايطى پذيرفته است. بيعت گونهاى پيمان بستن و اعلان وفادارى با حاكم و بيعت شونده است بيعت، التزام زبانى و عملى براى فرمانبردارى از حاكم و در حقيقت واگذاردن و فروختن رأى و نظر خويش به بيعت شونده است كه به صلاحديد خود عمل كند. ابنخلدون در اين باره مىگويد:
هنگامى كه مردم با امير و پيشواى خود بيعت مىكردند، براى تأكيد دست در دست او مىگذاشتند و اين شبيه كار فروشنده و خريدار بود. «٣» ارزش سياسى و اجتماعى بيعت به هدفها و برنامههاى آينده بيعت شونده باز مىگردد. اگر كسى كه مردم با او بيعت مىكنند در محدوده آيين الهى و با موازين اسلامى فرمان دهد، چنين