آشنايى با نظام سياسى اسلام

آشنايى با نظام سياسى اسلام - نظر پور، مهدی؛ وفا، جعفر - الصفحة ٦٦

پيامبر اسلام «رحمةً للعالمين» بود، ولى نه بدين معنا كه با هر كس طبق ميل او رفتار مى‌كرد. در محبت‌ها بايد رضاى خدا را در نظر گرفت نه رضاى فرد يا گروه را. «١» پس تولّى تجسّم‌بخش عشق به خدا، روح اخوّت و محبت مسلمانان به يكديگر است و تبرّى نمايان‌گر ماهيّت مقاومت و روح ستم‌ناپذيرى در برابر ستمگران است. كه بخشى از تفكّر سياسى اسلام را رقم مى‌زند و آن جُز تطبيق اجتماعى اصل بنيادين «لا الهَ الَّا اللَّهُ» نيست. اين جُمله كه شعار اساسى توحيد است، از دو عنصر- «انكارى» و «اثباتى» تركيب يافته است. با گفتن «لا اله» همه بت‌ها و قدرت‌ها را نفى و با گفتن «الّا اللَّه» خالق هستى ثابت مى‌شود.
تولّى‌ و تبرّى‌ جُزء فروع دين است كه با عبادات اسلامى درآميخته و بلكه برگرفته از آن‌هاست: «تكبيرةالاحرام» كليد نماز و نيز نقطه آغازين تولّى و تبرّى است. تكبير، اقرار به برترى و بزرگداشت مطلق و همه‌جانبه خداست، احرام، ممنوع ساختن هر چيزى است كه انگيزه غير خدايى دارد. تبرّى‌ نيز احرام اجتماعى فرد مسلمان است. او هر گونه رابطه با افراد ناشايست و قطب‌ها و قدرت‌هاى جائر را بر خود تحريم مى‌كند و بدين‌سان، حرمت دين را پاس مى‌دارد؛ چنان كه تولّى دستورى است براى پيوند با افراد جوامع خدادوست و عدالت‌خواه. «٢» بر اين اساس، گرچه تولّى و تبرّى جزء فروع دين شمرده مى‌شود، امّا از آن رو كه پايه‌هاى عملى دين بر حُبّ و بغض هدفمند و جهت‌دار نهاده شده‌اند، اهميّت آن را نمى‌توان كمتر از اصول و اركان دين دانست؛ چنان كه امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:
كُلُّ مَنْ لَمْ يُجِبُّ عَلَى الدّينِ وَلَمْ يُبْغِضُ عَلَى الدّينِ فَلادينَ لَهُ «٣» هر كس كه حُبّ و بغضش بر اساس دين نباشد، دين ندارد.
فلسفه تولّى و تبرّى‌ حكمت و راز اصلى تولّى و پيوندهاى مكتبى و پرهيز از ارتباط غير مكتبى بر چند اصل استوار است: