آشنايى با نظام سياسى اسلام - نظر پور، مهدی؛ وفا، جعفر - الصفحة ٦٥
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و كسانى كه از سوى آنان تعيين مىشوند و نيز پيوند و رابطه نزديك با افراد، گروهها و حكومتهايى كه محبوب خدايند و به بيان ديگر، تولّى يعنى به هم پيوستگى و اتّصال شديد مؤمنان كه هدفى واحد را پى مىجويند. «١» مفهوم تبرّى: تبرّى از مادّه «بَرَءَ» (ب- ر- ء) به معناى دورى از نقص و عيب و كنارهگيرى از چيزى است كه انسان از نزديك شدن به آن بيزار است. در زبان عربى كسى كه از بيمارى شفا مىيابد، مىگويد: «برأْتُ مِنَ الْمَرَضِ» يعنى از بيمارى رها شدم يا چون با كسى كه قطع رابطه مىكند، مىگويد: «برأتُ مِن فُلانٍ» يعنى از او دورى جُسته و كناره گرفتم. «٢» «تبرّى» در معناى اصطلاحى عبارت است از دورى جستن از هر فرد، جريان و حكومتى كه بُعد الهى ندارد. «٣» ارزش تولّى و تبرّى: جذب و دفع، دو ركن اساسى زندگى بشر است مصالح حياتى و ساختمان فطرى، انسان را جاذب و دافع پرورانيده است تا به آنچه خيرى در آن مىبيند نزديك شود و از آنچه با اهدافش ناسازگار است، دل بشويد. گرچه افراد بشر از نظر جاذبه و دافعه گوناگونند، برخى داراى هر دو نيرو هستند و برخى ازهر دو بىبهرهاند و برخى ديگر تنها يكى از آنها را دارايند، ولى داشتن جاذبه و دافعه در ساختن شخصيّت انسان كافى نيست، آنچه مهمّ است، جهت دادن به آنهاست.
اسلام از گذر اصل تولّى و تبرّى، دو نيروى جاذبه و دافعه انسان را هدفدار مىسازد و پيروانش را از تفريط و افراط باز مىدارد و به ميانهروى وامىدارد و به او مىفهماند كه نبايد در مقابل افراد خوب و بد بىتفاوت بود و نبايد، همه را اعمّ از خوب و بد از خود دور كرد و به هيچ كس نپيوست و نيز مىفهماند كه با همه خوب بودن و طرح دوستى ريختن و با مؤمن و فاسق، ظالم و مظلوم و عالم و جاهل يكى بودن، يزيدى زيستن و در عزاى حسينى گريستن جمع اضداد و از صفات منافقان و افراد متظاهر است. اجتماعى بودن بدين معنا، در اثر بىهدف زيستن پديد مىآيد. تنها اهل محّبت بودن و با همه ساختن، كافى نيست؛ محبّت انگيزه و هدف مىخواهد و بدون آن، محبّت كاذب است.