آشنايى با نظام سياسى اسلام - نظر پور، مهدی؛ وفا، جعفر - الصفحة ٧٦
بىطرفى يك گروه يا دولت، جنگجويان مسلمان موظفند از جنگ با آنان بپرهيزند و اين پيمان تا زمانى كه از سوى خود آنان نقض نشود، از سوى دولت اسلامى معتبر است؛ نقض پيمان از ديدگاه اسلام، گناهى بزرگ است و در هيچ حال اجازه نقض آن داده نشده است؛ چنان كه پيامبر اسلام در صلح حديبيّه، پس از انعقاد پيمان صلح موقّت، حاضر به پذيرش ابوجُندل و ابوبصير، دو مسلمان صادق و در بند مشركان نشد. «١» پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله پس از نزول آيه اعتزال و تجويز آن از سوى خداوند متعال با بنى ضمره، پيمانى بدين مضمون امضا كرد:
عَلى انْ لا يَغْزُو وَ لا يُكثِروا عَلَيهِ جمعاً وَ لا يُعينوُا عَدُوّاً وَ كَتَبَ بَينَهُ وَ بَينَهُمْ كِتاباً «٢» [محمد ٩] بر بنى ضمره نخواهد تاخت و آنان نيز بر وى يورش نخواهند برد. سرباز دشمن او را تقويت نمىكنند و كوچكترين كمكى به دشمنانش نخواهند رسانيد.
پيشينه تاريخى اعتزال هر چند به دقت مشخّص نيست كه پيمان اعتزال و بىطرفى سياسى و نظامى، از چه زمانى و توسّط چه كسانى در جامعه بشرى رسميّت يافته است و چقدر اقوام و ملل مختلف بدان پايبند بودهاند، ولى بى گمان اين اصل، در روابط ملل، داراى پيشينهاى طولانى است. در اسلام، از سالهاى نخستين تشكيل حكومت اسلامى در مدينه، اصل اعتزال رواج يافت. پيمان مسلمانان با يهوديان و ديگر قبايل و تيرههاى ساكن مدينه در آغاز هجرت، در واقع گونهاى قرارداد بىطرفى بود. يهوديان مدينه تعهّد كردند كه با دشمنان اسلام همكارى نكنند و در حفاظت و امنيّت شهر، با مسلمانان سهيم گردند با اين تفاوت كه پيمان بىطرفى با بنىضمره به صورت موقّت بود، ولى پيمان با يهوديان به صورت دايم.
نمونه ديگر بيطرفى دايم در تاريخ اسلام، موضع پيامبر صلى الله عليه و آله با مردم حبشه بود و سبب آن، رفتار انسانى نجاشى با مسلمانان بود. كشور نجاشى در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله دارالاسلام محسوب نمىشد. زيرا بيشتر مردم حبشه مسيحى بودند ولى شايد از آن رو