آشنايى با نظام سياسى اسلام - نظر پور، مهدی؛ وفا، جعفر - الصفحة ٦٩
برخورد كرد؛ زيرا لازمه بشردوستى اين است كه انسان به سرنوشت و صلاح و سعادت راستين همه همنوعانش عشق بورزد. به همين دليل، هر مسلمانى دوست مىدارد كه ديگران مسلمان شوند، امّا چون اين توفيق حاصل نشود، نبايد ديگران را كه چنين توفيقى يافتهاند، فداى كفّار كرد و اجازه داد كه مرزها در هم بريزد و هر نوع فعل و انفعالى صورت گيرد؛ همانند كسانى كه به گونهاى بيمارى مُسرى دچارند و در اينجا بشردوستى ايجاب مىكند كه آنان را نجات دهيم، ولى اگر نجات نيافتند، بشردوستى ايجاب مىكند كه فاصلهاى ميان اينان و افراد سالم پديد آوريم. «١» ٢- آيا تبرّى و دورى از كفّار و دولتهاى بيگانه موجب انزوا و عقبماندگى مسلمانان نمىگردد و آيا اين اصل منافاتى با اجتماعى بودن انسان ندارد؟
گرچه اسلام پيروان خود را به پديد آوردن روابط حسنه با ديگر آدميان فرا مىخواند و از عُزلت و انزواطلبى بيزار است، ولى در مواردى، به مقتضاى زمان و موقعيّت اجتماعى و سياسى، ميان جامعه ايمانى و شركآلود، حصار مىكشد تا مرزها مشخّص شود و مؤمنان، سيادت و كيان خود را از دست ندهند. و از جوّ فاسد جامعه متأثر نشوند.
چنان كه حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام مىفرمايد:
حَشْرٌ مَعَ النَّاسِ عِيدٌ وَهَلْ حَشْرٌ مَعَ النَّاسِ الى النَّار عيدٌ «٢» آميختن با مردم نوعى عيد است ولى آيا حشر و نشر با مردمى كه روى به سوى آتش دارند، نيز عيد است؟! افزون بر اين، افراد غير مسلمان، بر دو گروهند. گروهى كه با مسلمانان سر ناسازگارى و خيانت دارند و در پى تضعيف و شكست آنانند و دوم، گروهى كه با مسلمانان، دشمنى نمىورزند و عليه آنان دست به فعاليّتهاى سياسى و نظامى نمىزنند.
از گروه اول بايد گسست و از پيوند دوستى با آنان خوددارى كرد، ولى با گروه دوم مىتوان در برخى زمينهها و با رعايت شرايطى، رابطه برقرار ساخت و اين خود برگرفته