آشنايى با نظام سياسى اسلام - نظر پور، مهدی؛ وفا، جعفر - الصفحة ٢٧
اين كلام نبوى بدين راز سياسى و اجتماعى اشاره دارد كه قانونى كه در جامعه جريان دارد، اگر به قوانين وحيانى خاندان عصمت و طهارت پيوند نخورد، رهجويان و حاميانش را به بيراهه مىكشد، آنسان كه سر بىچشم بى سو مىرود و راه به جايى نمىبرد و تلاش صاحبش را بىثمر رها مىكند. اين حقيقت را در كام تلخ جهان بشريّت مىبينيم؛ حقوقدانان، سياستمداران و زمامداران «به نظر خود بهترين و مترقىترين قوانين را تدوين و اجرا مىكنند، ولى همچنان در عطش و التهاب راه يافتن به جامعه آرمانى انسانى لحظهشمارى مىكنند و هيچ يك از طرحهاى اصلاحى و قوانين مدوّن و مصوّب، آنان را اشباع نمىكند.
٣- عقل و عرف الف- عقل عقل سليم، سامانبخش حيات آدمى و بزرگترين حُجّت باطنى خداى خالق بر خلايق است. چنان كه در حديثى از پيشواى معصوم عليه السلام بر آن تصريح شده است:
انَّ للَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتيْنِ: حُجَّةً ظاهِرَةً وَحُجَّةً باطِنةً: فَامَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَالانْبياءُ وَالائِمَّةُ (عليهم السلام) وَامَّا الْباطِنَةُ فَالْعُقُولُ «١» خداوند را بر مردم، دو حُجّت است: حجّتى آشكار و حجّتى پنهان، حجّت آشكار او، رسولان، انبيا و امامانند و حجّت پنهان عقلهايند.
عقل منبع مستقلى است كه شايستگى درك، تدوين و تنظيم بخشى از قوانين اجتماعى را دارد و با حكم عقلى مىتوان به حكم شرعى نيز رسيد؛ چرا كه پيوندى ناگسستنى ميان عقل و شرع برقرار است كه در زبان علمى به قاعده «ملازمه» مشهور است:
كُلَّ ما حَكَمَ بِهِ الْعَقْلُ حَكَمَ بِهِ الشَّرْعُ وَكُلَّ ما حَكَمَ بِهِ الشَّرْعُ حَكَمَ بِهِالْعَقْلُ» «٢» هر چه عقل حكم كند، شرع نيز بر آن حكم مىكند و هر چه شرع حكم كند، عقل نيز بر آن حكم مىكند.