آشنايى با نظام سياسى اسلام - نظر پور، مهدی؛ وفا، جعفر - الصفحة ٢٤
وَما عَدَلَ احَدٌ عَنِ الْقُرْآنِ الَّا الَى النَّارِ «١» كسى از قرآن روى برنمىتابد مگر آنكه رو به سوى آتش مىنهد.
قوانينى سعاتآورند كه حيات انسان را تضمين كنند و افكارش را از اوهام و خرافات بزدايند و با فطرت آدمى همسو و همنوا باشند و چنين قوانينى جز در سايه قرآن تحقّق نمىيابند؛ چرا كه آن كتاب آسمانى، عبارت از مجموع قوانينى است كه براى تأمين مصالح جوامع انسانى نازل شدهاند: پس، تنها مصلحانى در اصلاح جامعه موفّق مىشوند كه به قرآن تمسّك جويند و قوانينش را مرجع و محور برنامه خويش قرار دهند وگر نه به گونهاى به فساد و ظلمت خواهند افتاد:
وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَانُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ (اعراف/ ١٧٠)
و آنها كه به كتاب [خدا] تمسّك جويند و نماز را برپا دارند، [پاداش بزرگى خواهند داشت؛ زيرا] ما پاداش مصلحان را تباه نخواهيم كرد.
قانون برگرفته از قرآن تنها راهى است كه رهروانش را همواره در روشنايى قرار مىدهد و گمراهى، خاموشى و تاريكى در آن راه ندارد. در نظام سياسى اسلام، قانون پيشرفته و كامل، قانونى است جامع و منطبق بر نيازها و ويژگىهاى فطرى انسان. از اين ويژگىها، كسى جُز خداوند آگاه نيست و در نتيجه، تنها آفريدگار انساناست كه داراى قدرت قانونگذارى است و اين مط آشنايى با نظام سياسى اسلام ٣٣ ويژگىهاى قانون ص : ٣٢ ابقت قوانين با فطرت، ويژگى بزرگ اسلام و قوانين آن است. امام خمينى قدس سره در اين باره مىفرمايد:
فرق اساسى حكومت اسلامى با حكومتهاى مشروطه سلطنتى و جمهورى اين است كه در اين رژيمها، نمايندگان مردم يا شاه، به قانونگذارى مىپردازند، در صورتى كه قدرت مقنّنه و اختيار تشريع در اسلام به خداوند متعال اختصاص يافته است. شارع مقدّس اسلام يگانه قدرت مقنّنه است. هيچ كس حق قانونگذارى ندارد، و هيچ قانونى را جُز حكم شارع نمىتوان به اجرا گذاشت.
به همين سبب، در حكومت اسلامى به جاى مجلس قانونگذارى، مجلس برنامهريزى وجود دارد كه براى وزارتخانههاى مختلف در پرتو احكام اسلام برنامه ترتيب مىدهد و با اين برنامه كيفيّت انجام خدمات عمومى را در سراسر كشور تعيين مىكند. «٢»