آشنايى با نظام سياسى اسلام - نظر پور، مهدی؛ وفا، جعفر - الصفحة ٢١
را برمىگزيند به گمان اينكه صالح است، در مىيابيم كه حقّ اختيار و گزينش امام عليه السلام از آنِ خداوند است كه به اسرار دلها آگاه است. «١» اين حديث نفيس روشنترين استدلال و برهان بر ضرورت وجود رهبر و نادرست بودن اختيار و انتخاب او از سوى مردم است. بنابر آنچه گفتيم، از ديدگاه شيعه، رهبر در زمان حضور امامان معصوم عليهم السلام تنها از طريق نصّ صريح تعيين مىشود و جُز اين راه ديگرى ندارد. بنابراين، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بايد جانشين پس از خويش را تعيين مىفرمود و همچنين هر امامى بايد جانشين خود را، كه مردم بايد به وى مراجعه كنند تعيين نمايد.
دوم- زمان غيبت كبرى هنگامى كه امام معصوم عليه السلام در غيبت كبرى به سر مىبرد، رهبرى مردم از طريق نيابت عامّه و توسط نائبان عام امام ٧ انجام مىگيرد كه در حقيقت، استمرار حضور امام و تداوم امامت در شكل اضطرارى آن و به تعبيرى ديگر، امامتِ عامّه يا امامت نيابى است.
در چنين شرايطى، ولايت و امامت بر عهده فقيه جامعالشرايط است؛ زيرا فقيه جامعالشرايط نماينده با واسطه خدا بر مردمان است. بنابراين، كسى نمىتواند چنين مقامى را بر عهده گيرد، مگر آنكه از حيث صفات، ارتباط تامّى با امامان معصوم داشته باشد. پس بايد روح كُلّى تعليمات پيامبران و امامان، در افكار، عقايد، احكام، فتاوا و موضعگيرىهاى سياسى و اجتماعى فقيهان و عالمان دينى و به ويژه در ولىّ فقيه نمودار باشد و روح كلّى تعاليم اسلام، دعوت به توحيد، اقامه قسط و عدالت اجتماعى و اقتصادى در او نمود يابد. «٢» قانون تعريف قانون خواستهها و تمايلات فطرى و فردى از يك سو و ضرورت زندگى اجتماعى و تمدّنپذيرى