آشنايى با نظام سياسى اسلام - نظر پور، مهدی؛ وفا، جعفر - الصفحة ٢٠
است و تعيين پيامبر و امام عليه السلام ويژه خداوند است و از اين رو، در قرآن كريم هر جا سخن از خلافت و امامت به ميان آمده است، خداوند آن را به خود نسبت داده و با واژههايى چون «جعل» و «اختيار» از آن ياد كرده است؛ همانند كلام مبارك زير:
يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ ...» (ص/ ٢٦)
اى داود، ما تو را خليفه [و نماينده خودم] در روى زمين قرار داديم. پس ميان خلق بهحق حكم كن.
افزون بر اين، رواياتى از امامان معصوم عليهم السلام تصريح دارند كه مردم در انتخاب آنان دخالتى ندارند. از آن جمله است حديثى از امام زمان (عج) در پاسخ به سعدبنعبداللَّه كه مىپرسد چرا اجازه نمىدهيد مردم، براى خود پيشوا و رهبرى برگزينند- در اين حديث آمده است:
- آيا مردم مىخواهند شخص مصلحى را برگزينند يا مفسد؟
- البته مىخواهند شخص مصلحى را برگزينند.
- با توجه به اينكه انسانها، از باطن يكديگر آگاه نيستند و نمىدانند واقعاً چه كسى فاسد يا صالح است، آيا امكان ندارد به خطا روند و شخص فاسدى را به امامت برگزينند؟
- ممكن است.
- اين است علت منع من از انتخاب امام توسّط مردم و من آن را به بيانى گفتم كه بر آن آگاه گردى.
به من بگو آيا پيامبران برگزيده خداوند- كه خداوند كتاب برايشان نازل فرموده و با وحى و عصمت ايشان را تأييد كرده و آنها خبرگانِ ملّتها و سزاوارتر و آگاهتر به اختيار هستند، همچون موسى و عيسى عليهما السلام- با همه عقل و علم كاملشان اگر بخواهند از ميان يك قوم، افرادى را برگزينند، ممكن است از روى اشتباه به جاى شخص مؤمن، منافقى را برگزينند؟
- نه.
- موسى، كليم خدا، با همه عقل و علمش و با اينكه بر او وحى نازل شده بود ولى هنگامى كه به ملاقات پروردگارش شتافت، هفتاد نفر از برجستگان قومش را برگزيد كه در ايمان و اخلاصشان ترديدى نداشت. با اين حال آشكار گشت كه آن افراد منافقند [زيرا بر خلاف علمشان عمل كردند] آنان گفتند: «لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً» (بقره/ ٥٥) [ما هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد، مگر اينكه خدا را آشكارا (با چشم خود) ببينيم.] وقتى مىبينيم شخص برگزيده خداوند، يعنى پيامبر او، در گزينش افراد به خطا مىرود و به جاى صالح، فاسد