توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥٤ - توبهى دو برادر در آخرين ساعات عاشورا
جايگاه با هم كشته شدند[١].
بايد در داستان حيرت آور اين دو برادر پيام روح اميدوارى را شنيد، روح اميد به نور خود سرى مىكشد و از پشت پردهى غيب انتظار خبرهاى تازه به تازه دارد، نويدهاى غيرمترقبه براى انبيا مىآورد، در حقيقت او نبى انبياء است.
به واسطهى خاصيت نور اميد، هر دم انبياء به كشف تازهاى از پشت پردههاى غيب اميد مىدارند، از دميدن روح تازه يأس ندارند حتى در دم آخر، و نفس نزديك به جرم را با مجرم حساب نمىكنند و تا عمل جرم به طور جزم انجام نگيرد، انتظار عنايت تازهاى را به جا مىدانند، چه اينكه عنايات مخصوص الهى مستور از همه است.
يعقوب پيامبر ٧ فراق عجيبى كشيد، ساليان درازى كه چشم سفيد مىشد گذشت و از يوسفش نشانى، بويى، اثرى، خبرى، نيامد، بلكه خبر خلاف آمد و مرور زمان با سكوت طويل خود آن را امضا مىكرد، در عين حال على رغم زمزمهى گرگ خوردگى، اميدوارى به حيات و به بازگشت عزيزش داشت و گم گشتهى خود را از روح الهى مىطلبيد.
انقلاب روحى اين دو نفر جنگجو را در پاسخ روح اميدوارى به حسين جواب دادند كه اميد خود را به هدايت خلق به موقع بداند و معلوم شود كه از دم شمشير خونريز دشمن نيز ممكن است نور هدايت مخفيانه بجهد!
اين ترجمه در انقلاب اين دو نفر، غريبترين نادرهى وجود را از اين طرف، و بلندترين روح اميدوارى را در بنيهى حسين ٧ از آن طرف، در پيش نظر مبلغين اسلامى مىنهد و به نما مىگذارد، فلتهى تحول، فلتهى طبيعت هرچه بود، پس از استحكام دشمنى و خارجى بودن بيست ساله و پافشارى در خلاف و ستيزه تا دم آخر، چون يوسفى از پشت پردههاى نهانخانهى غيب به در آمدند.
[١] - عنصر شجاعت: ٣/ ١٦٩.