توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٤٢ - ستم و ستمگرى
وَآمَنَهُ مِنَ الْفَزَعِ الْاكْبَرِ[١].
كسى كه گناهى يا شهوت حرامى به او عرضه شود، و او از ترس خداوند از آن اجتناب نمايد، خداوند آتش را بر او حرام و از وحشت اكبر كه از عارضههاى قيامت است او را امان مىدهد.
ستم و ستمگرى
زورگويى و ظلم، تجاوز به حقوق مردم، مانع شدن از رسيدن مردم به حقوق خود، و آن اعمال و رفتارى كه به ناحق دل مردم را بيازارد، قانون شكنى، بدعت گذارى، پايمال كردن حق، قلدرى و گردن كلفتى، همه و همه از مصاديق ستم و ستمگرى است.
قرآن مجيد اهل ستم را تا در گردونهى ستم بسر مىبرند شايسته و سزاوار هدايت نمىداند.
«وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُوَ يُدْعى إِلَى الْإِسْلامِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»[٢].
چه كسى ستمكارتر از انسانى است كه به اسلام دعوت مىشود ولى بر خدا افتراى دروغ مىبندد، و خداوند قوم ستمكار را هدايت نمىكند.
قرآن مجيد ستم و ستمكارى را علت نابودى و هلاكت مىداند، و جامعهى ستمكار و ظالم را مستحق بلا و حادثه و عذاب سخت معرفى مىكند.
«وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى قالُوا إِنَّا مُهْلِكُوا أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ إِنَ
[١] - من لا يحضره الفقيه: ٤/ ١٣، باب ذكر جمل من مناهى النبى٦، حديث ٤٩٦٨؛ بحار الأنوار: ٦٧/ ٣٧٨، باب ٥٩، حديث ٢٥.
[٢] - صف( ٦١): ٧.