توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧٤ - توبهى جوان اسير
اخلاص توبه كنند و بگويند:
خداوندا! ما بر خود ستم كرديم، پيامبرت را تكذيب نموديم، اكنون از گناهان ما بگذر، اگر ما را نيامرزى و به ما رحم ننمايى از جملهى زيانكاران باشيم، خدايا! توبهى ما را قبول كن و به ما رحم نما، اى خدايى كه رحم تو از همه بيشتر است.
مردم نظر او را پذيرفتند و براى اين برنامهى معنوى حاضر شدند، وقتى روز چهارشنبه رسيد روبيل از مردم كناره گرفت و به گوشهاى رفت تا نالهى آنها را بشنود و توبهى آنها را بنگرد.
آفتاب چهارشنبه طلوع كرد، باد زرد رنگ تاريكى با صداهاى مهيب و هولناك به شهر رو آورد كه باعث وحشت مردم شد، صداى مرد و زن، پير و جوان، غنى و ضعيف بيابان را پر كرد، از عمق دل توبه كردند و از خداوند طلب آمرزش نمودند، بچهها به نالهى جانسوز مادران مىگريستند و آنان به نالهى فرزندان گريه مىكردند. توبهى آنان به قبول حق رسيد، عذاب از آنان برطرف شد و مردم با خيال راحت به خانههاى خود بازگشتند[١].
توبهى جوان اسير
شيخ صدوق از حضرت صادق ٧ روايت مىكند: تعدادى اسير به محضر مبارك رسول خدا ٦ و سلم آوردند، به كشتن همهى آنان فرمان داد مگر به يك نفر از آنان.
مرد اسير گفت: چرا از ميان همهى اسيران حكم رهايى مرا دادى؟ فرمودند:
جبرييل از جانب خدا به من خبر داد در وجود تو پنج خصلت است كه خدا و رسول آن پنج خصلت را دوست دارند: غيرت شديد بر خانوادهات،
[١] - تفسير صافى: ١/ ٧٦٧، به اختصار.