توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٥ - توبهى حر بن يزيد رياحى
ستمگران سرپيچيد و در برابر آنان قيام كرد، و پايدارى نشان داد تا به سر منزل شهادت رسيد.
حر از سران كوفه به شمار مىرفت و از افسران ارشد سپاه يزيد بود، خاندانش در ميان عرب، مردمى سرشناس و نامور بودند، امير كوفه از موقعيت وى استفاده كرده او را فرماندهى هزار سوار ساخت و به سوى حسين فرستاد تا حضرتش را دستگير ساخته به كوفه بياورد.
گويند: وقتى حر حكم فرماندهى را گرفت و از قصر ابن زياد بيرون شد، سروشى چنين به گوشش رسيد: اى حر! مژده باد تو را به بهشت... برگشت و كسى را نديد، با خود گفت: اين چه مژدهاى بود؟! كسى كه به جنگ حسين مىرود مژدهى بهشت ندارد!
حر مردى متفكر و سربازى انديشمند بود، كوركورانه فرمان مافوق را اطاعت نمىكرد، او كسى نبود كه براى حفظ منصب و يا رسيدن به مقام، از ايمان خود دست بردارد، گروهى از مردم هرچه بالاتر مىروند، فرمانبرتر و مطيعتر مىگردند، عقل خود را به دور مىاندازند، از ايمان خود دست برمىدارند، از تشخيص صحيح ناتوان مىشوند، مقام بالا هرچه را خوب بداند، خوب مىدانند و هرچه را بد شمارد، بد مىشمارند، آنها گمان مىكنند مقام بالا خطا نمىكند، اشتباه ندارد، هرچه مىگويد درست است، صحيح است، ولى حر از اينگونه مردم نبود، مىانديشيد، فكر مىكرد و با اطاعت كوركورانه سر و كار نداشت.
بامدادان روزى، هزار سوار به فرماندهى حر از شهر كوفه بيرون شدند، چندى بيابان عربستان را پيمودند تا روزى به وقت ظهر، در هواى داغ عربستان به حسين ٧ رسيدند.
حر تشنه بود، سوارانش تشنه بودند، اسبهايشان تشنه بودند، در آن سرزمين