توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨٧ - توبه و آشتى با حق
قلدران و زورگويان تهران از او حساب مىبردند و در دعواها و چاقو كشىها محكوم او بودند.
او از مشروبخوارى، قمار، پول زور گرفتن، ايجاد جار و جنجال، دعوا و ستم به مردم امتناعى نداشت.
در اوج قدرت و قلدرى بود كه بارقهى رحمت حق و لطف حضرت محبوب و جاذبهى عنايت دوست دلش را ربود.
آنچه به دست آورده بود تبديل به پول نقد كرد، و همه را در چمدانى گذاشت و مشرف به شهر قم براى توبه و انابه شد.
به محضر آيت اللَّه العظمى بروجردى رفت، و با زبان مخصوص به گروه خودشان به آن عالم بيدار و بيناى آگاه گفت: آنچه در اين چمدان است از راه حرام به دست آمده، اغلب صاحبانش را نمىشناسم، شديداً بر من سنگينى مىكند، به محضر شما آمدهام كه وضعم را اصلاح و راه توبه و انابه را به من بنمايانيد!
مرجع شيعه كه از ملاقات با اين گونه افراد باصفا خوشحال مىشد به او فرمود: نه تنها اين چمدان پول، بلكه لباسهايت را جز پيراهن و شلوار بدن، در اينجا بگذار و برو.
او هم لباسهاى رو را درآورد و با يك پيراهن و شلوار، از آن بزرگوار خداحافظى كرد كه به تهران بيايد.
آيت اللَّه العظمى بروجردى در حالى كه به خاطر توبهى واقعى آن قلدر اشك به ديده داشت، او را صدا زد و مبلغ پنج هزار تومان از مال خالص خودش را به او عنايت فرمود، و وى را با حالى غرق در خشوع و اخلاص دعا كرد.
او به تهران برگشت در حالى كه غرق در فروتنى و تواضع، و خاكسارى و محبت شده بود، پنج هزار تومان را مايهى كسب حلال قرار داد و به تدريج در