توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٥ - ٤ - شكر نعمت
دوم: تحقق حال است، و حال عبارت است از خضوع و تواضع در برابر منعم و خوشحالى به نعمتها، به اين كه تمام نعمتها هديهى الهى به عبد است و دليل بر عنايت منعم به وجود آدمى است، و نشانهى حال به اين است كه نسبت به امور مادى خوشحال نشوى مگر به آنچه كه موجب قرب تو نسبت به حضرت حق است.
سوم: عمل است، و عمل بايد در سه مرحلهى قلبى و زبانى و اعضايى ظهور كند.
اما عمل قلب، توجه اوست به تعظيم و حمد و تمجيد حق و انديشه در ساختهها و افعال و آثار لطف حضرت او، و تصميم بر رساندن خير و نيكى به تمام بندگان خداوند.
و عمل زبان، آشكار كردن شكر و سپاس و تسبيح و تهليل و امر به معروف و نهى از منكر است.
و عمل اعضا، به كار گرفتن نعمتهاى آشكار و نهان در طاعت و عبادت، و حفظ و نگهدارى آنها از معصيت و مخالفت با خداوند است.
بر اساس اين معنا كه معناى واقعى و حقيقى شكر است، روشن شد كه شكر از ريشههاى صفات كمال است، و ظهور كامل آن در صاحبان نعمت بسيار كم است، چنانكه قرآن مىفرمايد:
«وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ»[١].
شكر به معنايى كه ملاحظه كرديد در برابر تمام نعمتها واجب عقلى و شرعى است، و مصرف كردن هر نعمتى در همان مسيرى كه خالق نعمت دستور داده شكر آن نعمت است، و در حقيقت عبادت و بندگى كامل حق با
[١] - سبأ( ٣٤): ١٣.