توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٤ - ٤ - شكر نعمت
در مقابل نعمت بدن و اعضا و جوارحش چون گوش و چشم و زبان و دست و شكم و شهوت و قدم، و قلب و رگ و پى و استخوان و عصب، و نعمتهايى چون خوراكيها و پوشيدنيها و بوييدنيها، و مناظر زيباى طبيعى همچون كوهها و صحراها و جنگلها، و نهرها و رودها و چشمهها و درياها، و انواع ميوهجات و حبوبات و سبزيجات و ميليونها نعمت ديگر كه ابزار حيات و علل و وسايل و وسايط زندگى انسان هستند آيا با گفتن يك الحمد للّه مسئلهى باعظمت شكر تحقق پيدا مىكند؟ در برابر نعمت اسلام و ايمان، هدايت و ولايت، علم و حكمت، صحت و سلامت، تزكيه و طهارت، قناعت و طاعت، محبت و عبادت، با گفتن الهى شكر مىتوان بندهى شاكر خدا شد؟!
راغب اصفهانى در كتاب با عظمت المفردات مىگويد: اصْلُ الشُّكْرِ مِنْ عَيْنٍ شَكْرى[١]:
ريشهى شكر از عَيْن شَكْرى است؛ يعنى چشم پر از اشك يا چشمهى پر آب.
بر اين اساس معناى شكر، پر بودن درون انسان از ياد خدا و توجه به نعمتهاى اوست كه از كجا به دست آورد و چگونه مصرف كند.
خواجه نصير الدين طوسى كه معروف به استاد بشر و عقل حادى عشر است، بنا به روايت علامهى مجلسى در رابطه با حقيقت شكر مىفرمايد:
شكر شريفترين و برترين كارهاست و بايد بدانيد كه شكر روبرو شدن با نعمت بوسيلهى گفتار و عمل و نيت است، و براى شكر سه پايه و سه ركن است:
اول: شناخت نعمت دهنده و صفاتى كه سزاوار اوست، و شناخت نعمت و اين حقيقت كه تمام نعمتها چه آشكار و چه پنهان از جانب اوست، و منعم واقعى غير از او كسى نيست، و تمام واسطههايى كه بين انسان و نعمتهاست سر به فرمان او و در تسخير حكم آن حضرتند.
[١] - مفردات: ٤٦١، مادهى شكر.