توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٤ - توبهى حر بن يزيد رياحى
انتظار آنان از قبول توبه طولانى شد، از حريم رحمت حق آيهاى يا پيامى كه نشان دهندهى قبولى توبهى آنان باشد نرسيد، مطلبى به نظر يكى از آنان آمد كه به دو نفر ديگر گفت: برادران، اكنون كه تمام مردم حتى زنان و فرزندانمان با ما رابطهى خود را بريدهاند، بياييد ما سه نفر هم با يكديگر قطع رابطه كنيم شايد از جانب حق فرجى و گشايشى به كار ما برسد.
از يكديگر جدا شدند و هر يك به گوشهاى از كوه رفتند، به درگاه محبوب ناله زدند، به پيشگاهش اشك ندامت ريختند، سر به خاك تواضع گذاشتند، با قلبى شكسته طلب مغفرت نمودند تا پس از پنجاه روز توبه و انابه و سوز و گداز و راز و نياز اين آيهى شريفه كه سند قبولى توبهى آنان بود نازل شد[١]:
«وَ عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَ ظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ»[٢].
و نيز آن سه نفر كه از جنگ باز ماندند تا جايى كه زمين با همهى وسعتش بر آنان تنگ شد و جايى در وجود خويش براى خود نمىيافتند، و دانستند كه پناهگاهى از خدا جز به سوى خدا نيست، در آن وقت خداوند مهربان آنان را مشمول رحمت خود ساخت و توبهى آنان را قبول كرد كه خداوند توبه پذير و مهربان است.
توبهى حرّ بن يزيد رياحى
حرّ بن يزيد در آغاز با حسين نبود، سرانجام با حسين شد، حر جوانمردى آزاده بود و به جملهى بىمعناى «المأمور معذور» ايمان نداشت، از فرمان
[١] - تفسير صافى: ٢/ ٣٨٦( ذيل آيهى ١١٨ سورهى توبه).
[٢] - توبه( ٩): ١١٨.