توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩٢ - انسان و اميال و خواستهها
و نه عقلى و نه منطقى. شما از هر صاحب فطرتى، و از هركس كه داراى وجدان بيدار و دل بيناست بپرسى كه من مالى يا خوراكى يا جنسى يا زمينى يا مقامى يا زنى را مىخواهم كه در صورت به دست آوردنش حقى بر باد مىرود و ظلمى به انسانى يا انسانهايى صورت مىگيرد، يا دلى مىسوزد، يا نظمى به هم مىخورد، چه جوابى مىشنويد، يا اين واقعيات را اگر از عقل و وجدان و باطن خود بپرسيد، چه جوابى مىشنويد؟ جز اينكه از طريق فطرت وجدان و عقل ديگران و خود مىشنويد كه اين خواسته را كنار بگذار و آنچه مىخواهى به صورتى بخواه كه حق توست، و در اينگونه خواستن است كه كمترين حقى از كسى ضايع و غارت نمىشود، و به احدى ستم واقع نمىگردد.
عين همين جواب را اگر از خدا و انبيا و امامان بپرسيد مىشنويد كه بخواه اگر حق توست، و مخواه اگر حق تو نيست. بخواه كه خواستن در گردونهى قناعت ورزيدن به حق خويش حلال، و خواستن در گردونهى ظلم به مقررات شرعى و خانوادگى و اجتماعى و ستم به ديگران حرام است.
شكم مىخواهد، شهوت مىخواهد، خيال مىخواهد، اين خواستن است كه اگر نسبت به آن حدود الهى و مقررات اجتماعى رعايت شود موجب سلامت زندگى، حفظ آبرو، طلوع كرامت و بروز حالات عالى اخلاقى است، و اين خواستن است كه اگر نسبت به آن حدود الهى و مقررات اجتماعى رعايت نشود، باعث آشفتگى حيات، بر باد رفتن آبرو، ظهور پستى و بروز حالات شيطانى و حيوانى است.
در هر صورت انسان نسبت به تمام امورى كه در گذرگاه حيات با آنها ارتباط دارد داراى دو نوع خواسته و ميل است: خواسته و ميل محاسبه شده، و خواسته و ميل بىمحاسبه.
خواستهى محاسبه شده خواستهاى است كه با خواستهى حق پيوند خورده،