توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥٠ - توبهى حر بن يزيد رياحى
وقت قهرمان مىخواهد كه حكم قطعى صادر كند و در راه اجرا بگذارد و در اجرا هم چنان حكيمانه برود كه پيش از هشيار كردن، موانع خود را از آنها گذرانده باشد.
ابراهيم بت شكن تنها سربازى است كه يك تنه به دشمن تاخته، چونانكه پس از درهم شكستن هدف دشمن، دشمن از نيتش آگاه شد.
حر براى فصل قضاء، راه دو طرف را روشن مىديد، چيزى جز عملى كردن و عمل كردن به عهده باقى ندارد، و انصاف را او هم براى انجام عمل از قوت اراده كسرى نداشت، عزيمت او فقط بال و پرى مىخواست براى سمندش تا بتواند او را از تيررس صيادان تيرانداز آن دشت بگذراند.
اكنون چنانكه چند قدم از حوزهى نفوذ دشمن گذشته، از ميدان جاذبهى دنيا هم رد شده، لذت ترفيع مقام، حب رياست، شرف رقابت، همه عقب ماندهاند، اينك اگر اندكى توسن زير پايش مدد كند از حلقهى آفات هم به در مىآيد، گذشته از آن كه به يادش آمد كه اين راه آفت ندارد، همين كه مجاهد از خانه بيرون آمد اگرچه مرگ در بين راه به او برخورد و پيش از رسيدن به مقصد او را دريابد، لطف ايزد به استقبال مىرسد و او را از چنگال مرگ مىربايد، بالاخره خدا او را از دست مرگ مىگيرد نه آنكه مرگ او را از دست خدا بگيرد، و هركس خدا را برگزيند و خدا او را باز گيرد اهل بهشت است.
آن آزاد مرد اكنون از سه مرحله گذشته كه هر يك طلسمى است:
١- از حومهى استخدام و نفوذ دشمن ٢- از جاذبهى دنيا ٣- از حلقهى آفات.
اينك جذبهى حق و حقيقت قوى شده، اگر او را ريز ريز كنند نمىتوانند از مينوى حقيقت و بهشت ابد منصرف نمايند. پس از آنكه در جواب به مهاجر بن اوس گفت: خود را بين بهشت و آتش، آرى جنّت و نار مخيّر مىبيند به سخن ادامه داد و گفت: به خدا قسم چيزى را بر مينوى بهشت اختيار نمىكنم