توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٣ - اصمعى و تائب بيابانى
«وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ»[١].
و روزى شما و آنچه كه به شما وعده داده شده در عالم بالاست.
گفت: اين كلام خدا و سخن او است؟ گفتم: آرى، سخن اوست كه به بندهاش محمد ٦ و سلم نازل كرده، گويى آتشى از غيب در او زدند، سوزى در وى پديد آمد، دردى شگفتآور از درونش سر زد، نيزه و شمشير را بينداخت، شتر را قربانى كرد و به تهيدستان واگذاشت، لباس ستم از تن بينداخت و گفت:
ترى يقبل من لم يخدمه فى شبابه.
اصمعى! آيا به نظرت مىرسد كسى كه در جوانى به عبادت و طاعت برنخاسته، قبول درگاه شود؟
گفتم: اگر نمىپذيرفتند چرا پيامبران را مبعوث به رسالت كردند، رسالت انبيا براى اين است كه فرارى را باز گردانند و قهر كرده را آشتى دهند.
گفت: اصمعى اين درد زده را دارويى بيفزاى، و خستهى معصيت را مرهمى بنه.
دنبالهى آيات خوانده شده را شروع كردم:
«فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ»[٢].
پس به خداى آسمان و زمين قسم كه وعدهى خدا حق است همانند سخنى كه با يكديگر داريد.
چون آيه را قرائت كردم چند بار خود را به زمين زده و نعره كشيد، و همچون والهى سرگردان و حيران رو به بيابان نهاد.
او را نديدم تا در طواف خانهى خدا، دست به پردهى كعبه داشت و مىگفت:
[١] - ذاريات( ٥١): ٢٢.
[٢] - ذاريات( ٥١): ٢٣.