توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦٥ - غش
همانا ميانهروى واقعيتى است كه خداوند عز و جل آن را دوست داد، و مسرف را دشمن است، اسراف تا جايى است كه هستهى خرماى خورده شده را كه شايستهى كاشتن است دور بيندازى، و زيادى آبى كه در اختيار دارى به زمين بريزى!
حضرت على ٧ فرمودند:
مَنْ كانَ لَهُ مالٌ فَايّاهُ وَالْفَسادَ، فَانَّ اعْطائِكَ الْمالَ فِى غَيْرِ وَجْهِهِ تَبْذِيرٌ وَاسْرافٌ، وَهُوَ يَرْفَعُ ذِكْرَ صاحِبِهِ فِى النّاسِ، وَيَضَعُهُ عِنْدَ اللَّهِ[١].
كسى كه داراى ثروت است بر او باد از فساد، همانا تبذير و اسراف اين است كه ثروت خود را در غير جهت معينش خرج كنى، اينگونه خرج بيهوده و بىرويه نام صاحب ثروت را بين مردم بلند مرتبه مىكند و نزد خداوند پست مىنمايد.
غِشّ
نيرنگ زدن به مردم در هر برنامهاى، و گول زدن آنان در معاملات، مثل اينكه جنس عيبدار را به جاى جنس سالم به آنان فروختن، و خلاصه حيلهگرى نسبت به مردم در همهى امور مصداق غش است.
مصاديق غش در قرآن مجيد به خصوص در آيات مربوط به امور اقتصادى زياد آمده، و روايات هم براى اين برنامهى ضد انسانى باب مفصلى را باز كردهاند.
بدون ترديد غش از نظر قرآن و معارف الهيه عملى حرام، و كارى غير مشروع، و خيانت به مردم است.
از رسول خدا روايت شده:
[١] - تحف العقول: ١٨٥؛ بحار الأنوار: ٧٥/ ٩٦، باب ١٧، حديث ٢.