توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧٩ - گر تو نمىپسندى تغيير ده قضا را
گر تو نمىپسندى تغيير ده قضا را
علامه محمد تقى مجلسى در امر به معروف و نهى از منكر و پيشگيرى از گناه دلسوزى عجيب بود، در محلهاى كه زندگى مىكرد تعدادى قلدر و داش صفت بودند كه از گناهانى چون قمار، شراب، و مجالس لهو و لعب امتناعى نداشتند.
اغلب در برخورد با آنان، امر به معروف و نهى از منكر مىكرد، و آنان را به ترك گناه و عبادت حق دعوت مىنمود.
رييس قلدرها و نوچههايش از مجلسى ناراحت بودند، دنبال زمينهاى مىگشتند كه از دست او خلاص شوند.
يكى از مريدان صاف دل، پاك طينت، ساده و آرام آن عالم بزرگ را ديدند و به او گفتند: خانهى خود را شب جمعه از زن و فرزند خالى كن، براى ما تهيهى شام ببين، از مجلسى هم به آن مجلس دعوت كن و تمام اين برنامهها را نزد خود حفظ كرده احدى را خبر نكن وگرنه به زحمت خواهى افتاد.
برنامهها به طور طبيعى پيش رفت، مجلسى به تصور اينكه مهمان مريد مسجدى است دعوت را پذيرفت.
قلدرها با هم قرار گذاشتند اول شب در خانهى آن مرد اجتماع كنند، در ضمن زنى رقاصه را دعوت كردند كه پس از آمدن مجلسى و آراسته شدن مجلس، با سر برهنه وارد جلسه شود و با در دست داشتن طنبور و تنبك مشغول رقاصى گردد!
آنگاه يكى از قلدرها همسايههاى مؤمن را خبر كند تا بيايند ببينند:
|
«واعظان كين جلوه در محراب و منبر مىكنند |
چون به خلوت مىروند آن كار ديگر مىكنند» |
|