توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٤ - صدق و راستى موجب توبه مىشود
من مثلى وأنت ربّى، من مثلى وأنت ربّى؟
مانند من كيست كه تو خداى منى، مانند من كيست كه تو پروردگار منى؟
به او گفتم: با اين كلام و حالى كه دارى مردم را از طواف باز داشتهاى، گفت:
اى اصمعى! خانه خانهى او و بنده بندهى او، بگذار تا براى او نازى كنم، سپس دو خط شعر خواند كه مضمونش اين است:
اى شب بيداران! چه نيكو هستيد، پدرم فداى شما باد چه زيبا هستيد، درب خانهى آقاى خود را بزنيد، به يقين در به روى شما باز مىشود.
سپس در ميان جمعيت پنهان شد، آنچه از او جستجو كردم او را نيافتم، حيرت زده و مدهوش ماندم، طاقتم از دست رفت، برايم جز گريه و ناله نماند[١].
صدق و راستى موجب توبه مىشود
گروهى راهزن در بيابان دنبال مسافر مىگشتند تا او را غارت كنند، ناگهان مسافرى ديدند، به جانب او تاختند و گفتند: هرچه دارى به ما بده، گفت: تمام دارايى من هشتاد دينار است كه چهل دينار آن را بدهكارم، با بقيهى آن هم بايد تأمين معيشت كنم تا به وطن برسم.
رييس راهزنان گفت: رهايش كنيد، پيداست آدم بدبختى است و پول جز آنچه كه مىگويد ندارد.
راهزنان در كمين مردم نشستند، مسافر به محل مورد نظر رفت و بدهى خود را پرداخت و برگشت، دوباره در ميان راه دچار راهزنان شد، گفتند: هرچه دارى
[١] - تفسير كشف الاسرار: ٩/ ٣١٩.