توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥٦ - توبهى دو برادر در آخرين ساعات عاشورا
است و آن ناحيه ارتباط ذات موجود است با مقام كبريايى غيب الغيوب، در آنجا هيچ واسطهاى بين لطف ايزد با خلق او نيست، هركس خود رابطهى مخصوص با پروردگار خود دارد، اين رابطه را با كس مكشوف نكرده تا وجوب تبليغ و حكم آن هميشه ثابت و تأثير آن همواره مترقب باشد.
هاديان را همواره در هر حالى به اميدواريهاى تازه به تازه مىنوازد، به رشد و هدايت مردم تحريص مىكند، اسباب انقلاب و تحول را از بين اسباب مستور داشته، بلندى پايهى خداشناسى وابسته به توكل و اميد و انتظار و روح اميد است، هرچند خداشناسى عميقتر باشد روح اميد را پايهى ارتفاع بلندتر خواهد بود و هرچه روح اميدوارى ارتفاعش بلندتر باشد، بيشتر به عمق وجود سر مىكشد و انتظار خبرها دارد و خبرهاى تازه مىگيرد.
مرتفعترين روح تا به عميقترين اسرار وجود سرى مىكشد، اسرار نو به نو مىبيند، خبرهاى تازه تازه به او مىرسد.
هان! اى مبلغين اسلام، روح اميد را از شما نگيرند، سختى اوضاع مأيوستان نكند، اوضاع زمان شما از اوضاع اول بعثت سختتر نبوده و نيست.
گويند: شيخ محمد عبده در محضرى گفت: من از اصلاح حال امت اسلامى مأيوسم. بانويى از حضار كه از بيگانگان بود گفت: عجب دارم كه اين كلمهى شوم «يأس» از دهان شيخ بيرون جست! شيخ هشيار شد، فورى استغفار كرد و تصديق نمود كه حق مىگويى.
امام حسين ٧ جز از جدش از همهى هاديان، از همهى انبياء، روح اميدوارى بلندتر بود، شاهبازى بود تا به مرتفعترين قلههاى امكان پرواز، و به عميقترين اسرار وجود نظر داشت، پيام اميدوارى را از زبان حسين بشنويد كه به شما روح بدهد.
جانها فداى تو باد يا حسين كه در هر وادى تو را بايد صدا زد، تو مبلغين را