توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥٥ - توبهى دو برادر در آخرين ساعات عاشورا
سرّى است كه خدا در نهاد ذات بشر نهاده و مستورش داشته، همان مجهول بودن اين سر است كه اميدوارى به مبلغين حق مىدهد و مىگويد: به هيچ حال از تبليغ و تأثير آن مأيوس مباشيد، سر ذوات بر همهى مأمورين هدايت مستور است، هر آنى تحولى رخ مىدهد، از پشت پردهى ابهام طبقهاى از نو به ظهور مىآيند.
الهى انَّ اخْتِلَافَ تَدبِيركَ وَسُرْعَةَ طَواءِ مَقادِيرِكَ مَنَعا عِبادَكَ العَارِفِينَ بِكَ عَنِ السُّكونِ الى عَطاءٍ، وَالْيَأْسِ مِنْكَ فِى بَلَاءٍ[١].
خداوندا! اختلاف تدبيرت، و شتاب و سرعت درهم پيچيدن تقديراتت، بندگان عارف به تو را از آرامش به عطاى موجود و از نوميدى از تو در بلاها باز مىدارد.
بدن كه سايهاى است از روح، حجابى است بر فكر كه رخسار آن را پوشيده، و فكر نيز حجابى است كه غريزهى عقل را در پشت خود نهفته، و غريزهى عقل نيز حجابى است بر روان كه چهرهى آن را پوشيده داشته، و نهفتهتر از همهى نهفتهها سرى است در ذات انسان كه در پشت پردهى روان نهفته است، هيچ قوهى علميه به آنجا نافذ نيست و به كشف آن قادر نه، اين نهفتههاى پشت پرده هريك به قوهاى مكشوف مىگردند، نهفتهى نخستين را كه فكر است قوهى هوش مىبايد، مردم هشيار فكر را قرائت مىكنند، از پشت پردهى قيافه و لهجه و خط، فكر را مىخوانند.
و عقل پنهان را نور فراست و ايمان كه قوهاى است فوق كاشف اول درمىيابد، و مقام روح و روان را نور نبوت كه بالاتر و برتر و نافذتر از همه است تواند يافت ولى از سر روان احدى را خبر نيست، آنجا شعاع مخصوص ربوبى
[١] - قسمتى از دعاى عرفهى حضرت سيد الشهداء ٧.