احوال و اقوال شيخ ابوالحسن خرقانى - مينوى، مجتبى - الصفحة ١٧٤
رفيقان ...
٥٢٥ درويشى دريائيست از سه چشمه. ف ٢٨٥ ديده شود.
٥٢٦ درويش كيست؟ ف ٣٤٨ ديده شود.
٥٢٧ هرگز زهر خوردهاى؟
٥٢٨ غريب كيست؟
٥٢٩ دوستان وى را چه علامتست؟
٥٣٠ چه كنيم تا بيدار گرديم؟ ف ٤٧٣ ديده شود.
٥٣١ همّتى بدار كه كتابهاى من پريشان شده است.
٥٣٢ وسواس از چه خيزد؟
٥٣٣ دوست دارى كه خضر را ببينى؟ ف ١٢٨ ديده شود.
٥٣٤ مريد راستگوى كيست؟
٥٣٥ مريد كيست؟
٥٣٦ حالت مؤمن. ف ٤٨٥ ديده شود.
٥٣٧ رقص (جزء اقوال ابو سعيد در اسرار التوحيد). ف ٣٦ ديده شود.
٥٣٨ نصيحت بىخيانت.
٥٣٩ عارف كيست؟ ف ٣٧٧ ديده شود.
٥٤٠ نشانى كسى كه هستى خداى برو غالب آمده باشد ٥٤٠. مجنون به هر كه رسيدى گفتى ليلى ٥٤١ گفت نالندگان و گران باران ٥٤٢ گفت سفر زمين و سفر آسمان. ف ٣٦٠ ديده شود.
٥٤٣ بهار جوانمردان چيست؟
٥٤٤ قدم مردان ... ف ٤٢٣ نيز ديده شود.
٥٤٤ (- اللّه و بس) ٥٤٥ آنجا كه ترا كشتند خون خود ديدى؟ ف ٢٥٦ ديده شود.