احوال و اقوال شيخ ابوالحسن خرقانى - مينوى، مجتبى - الصفحة ١٧١
٤٥٨ پرسيدند از محبت ...
٤٥٩ پرسيدند از اخلاص ...
٤٦٠ جوانمرد به چه داند كه جوانمرد است؟
٤٦١ پرسيدند ترا خوف از مرگ هست؟
٤٦٢ اگر خداى گويد بدين صحبت جوانمردان چه خواهى ...
٤٦٣ تو خداى را دوست دارى يا خداى ترا؟
٤٦٤ جهانى پر از مرد چون بايزيد بهتر بودى ٤٦٥ بهترين چيزها دليست كه ...
٤٦٦ ريسمانت بگسلد چه كنى؟
٤٦٧ فأوحى الى عبده ما أوحى چه بود؟
٤٦٨ نام او به چه برند؟
٤٦٩ جنيد هشيار درآمد و ... شبلى مست درآمد ٤٧٠ شبلى گفته است إلهى همه خلق را ...
٤٧١ دعوى بتّر است يا گناه؟
٤٧٢ بندگى چيست؟
٤٧٣ چه كنيم تا بيدار گرديم؟ ف ٥٣٠ ديده شود.
٤٧٤ نشان بندگى چيست؟
٤٧٥ نشان فقر چيست؟
٤٧٥. نشان توكّل چيست؟
٤٧٦ كار تو چيست؟
٤٧٧ پنجاه سال با خداوند صحبت داشتم به اخلاص.
٤٧٨ اين طريق خدا نخست نياز بود ...
٤٧٨. ميان نماز ظهر و نماز عصر پنجاه ركعت ورد داشتى.
٤٧٩ چهل سالست تا نان نپختم و ... ف ٥٤٨ ديده شود.