احوال و اقوال شيخ ابوالحسن خرقانى - مينوى، مجتبى - الصفحة ١٢١ - الباب الثامن فى المجاهده
خداى را بسزاى او ياد نكردهام.
٥٨٣ و گفت: از دنيا مرو تا از سه حال يكى پيدا نشود: يا آنكه در محبت خداى آب چشم خويش خون بينى، يا از ترس او بول خويش خون بينى، يا در بيدارى استخوانت بگدازد و باريك شود[١].
٥٨٤ شيخ گفت: عبادت هر كس كند، امّا امل از عبادت هر كس نتواند دور كردن.
٥٨٥ گفت: نماز كردن و روزه داشتن كار عابدان بود، امّا آفت از دل جدا كردن كار مردان بود.
٥٨٦ شيخ گفت: در گرسنگى چندان بكوش و اگر ورد يكى روز دارى سه روز، و اگر سه روز دارى چهار روز، و مىفزاى تا چهل روز را تا بسالى آنگاه چيزى پيدا آيد چون مارى، در دهان گرفته چيزى چون بيضه مرغى، يا سپيد بود يا سرخ يا زرد، بيايد و دهان بر دهان تو نهد، بعد از ان هرگز نخورى شايد، پس بعد از ان كس بود كه در هفتاد يكبار آبكاه شود[٢] و كس بود كه در بيست سال و كس بود كه در ده سال و كس بود كه در چهار ماه و كس بود كه در هر ماه[٣] و كس بود كه در هفته آبكاه شود و كس بود كه هر وقت نمازى آبكاه شود زان است[٤] كه دل او بىخبر باشد، كه از هيچ خبر ندارد كه اين جهان و آن جهان است روا بود به زبان حديث اين جهان و آن جهان گويد لكن دل از اين جهان آگاه نبود.
٥٨٧ شيخ گفت: دست در عمل زن تا اخلاص ظاهر شود، دست در اخلاص زن تا نور ظاهر شود. چون نور ظاهر شود طاعت كنى آنگاه با ديد[٥] اعبد اللّه
[١]- فقره ٣٩٧ و ٥٤٩ نيز ديده شود.
[٢]- موريانه كلمات را ناقص كرده است جمله روشن نيست. شايد در هر سه مورد« آگاه» بوده باشد مثل مورد چهارم. اين فقره شباهتى دارد به ف ١٤١ و نيز به ٢٢٧.
[٣]- موريانه كلمات را ناقص كرده است جمله روشن نيست. شايد در هر سه مورد« آگاه» بوده باشد مثل مورد چهارم. اين فقره شباهتى دارد به ف ١٤١ و نيز به ٢٢٧.
[٤]- موريانه كلمات را ناقص كرده است جمله روشن نيست. شايد در هر سه مورد« آگاه» بوده باشد مثل مورد چهارم. اين فقره شباهتى دارد به ف ١٤١ و نيز به ٢٢٧.
[٥]- كلمه مجهول است.