احوال و اقوال شيخ ابوالحسن خرقانى - مينوى، مجتبى - الصفحة ١٢ - أحوال و أقوال خرقانى از طبقات انصارى
[أحوال و أقوال خرقانى از طبقات انصارى]
٣ شيخ الاسلام گفت كه شيخ احمد على شعيب هر سال يك بار به خرقانى شدى به زيارت. وقتى مىشد، در راه گرسنه بود، نان خواست و بخورد. چون در شيخ ابو الحسن شد شيخ وى را گفت «احمد، اين بار كه به من آئى در راه جستى گرى[١] مكن».
(طبقات انصارى ص ١٠٢).
٤ شيخ الاسلام گفت كه: شيخ بو الحسن خرقانى مرا گفت در ميان سخنان كه با من مىگفت كه: «ار با خضر صحبت ياوى توبه كن، و اگر از هرى شب به مكّه شوى از ان توبه كن».
(طبقات انصارى ٢٨٨).
٥ شيخ بو العباس قصّاب آملى ... شيخ آمل و طبرستان ... وى گفته بود كه: «اين بازارك ما با خرقان افتد» كه پس وى با خرقانى گشت.
(طبقات انصارى ٣٠٨).
٦ شيخ الاسلام گفت: ار خرقانى بر جاايد و محمّد قصّاب، من شما را به محمّد فرستاديد، نه به خرقانى، كه وى شما را سودتر داريد از خرقانى.
يعنى خرقانى منتهى بود، مريد از وى بهره كم يافتى مگر منتهى. و وى مريدان را مه بود [يعنى قصّاب مفيدتر بود از براى مريدان].
(طبقات انصارى ٣٠٩ تا ٣١٠).
٧ و پيرى گفت كه خرقانى گفت: امانت از ميان خلق برخاست، وى
[١]- جستىگرى(؟)