در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٢ - مرحله نخست

امّا قول كسانى كه مى‌گويند: آنچه موجب مى‌شود ديدن، امكان‌پذير شود، امرى است كه قديم و حادث و واجب و ممكن درآن مشترك هستند، بهتر و برتر از قول قبل است؛ چرا كه ديدن، وجود محض است و تنها به موجود تعلّق مى‌گيرد، نه به معدوم، پس هر چيزى كه از نظر وجودى، كاملتر باشد، يا وجود آن واجب باشد، در مقايسه با چيزى كه عدم، ملازم و همراه آن است، به ديده شدن سزاوارتر است، به همين جهت نور- كه در مقايسه با تاريكى، نسبت به وجود سزاوارتر است- براى ديدن لازم است. ديدن نور شديد مانند خورشيد، ذاتاً محال نيست بلكه به خاطر ضعف و ناتوانى چشم نمى‌توان آن را ديد، به همين ترتيب، ما به خاطر ناتوانى چشمهايمان نمى‌توانيم خداوند را ببينيم و از اين رو، حضرت موسى (ع) در برابر ديدن خداوند در دنيا تاب نياورد، امّا ديدن خداوند، محال و ممتنع نيست و خداوند مى‌تواند چشمهاى ما را قوى كند تا او را ببينند.

اگرگفته شود: براى ديدن، رنگ، جهت و مانند آن شرط است كه بر خداوند محال است، در جواب گفته مى‌شود: همه آنچه براى ديدن لازم‌است بر خداوند محال نيست و اگر كسى بگويد: اگر خدا ديده شود، لازم مى‌آيد كه چنين و چنان باشد و لازم، منتفى و مردود است، يكى از دو مقدّمه او نادرست است. همچنين اگر كسى بپندارد اخبارى كه مى‌گويد: مؤمنين پرودگارشان را همان گونه كه‌