در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥١ - مرحله نخست

تواند دو علّت (تامّه) داشته باشد. اين علّت يا وجود است، يا حدوث؛ زيرا هيچ امر سوّمى قابليّت علّت بودن را ندارد. حدوث نيز نمى‌تواند علّت باشد؛ زيرا يا به سبب عدم است‌كه اعتبارى محض است، يا به سبب اين كه از وجودى كه قبلًا عدم بوده انتزاع شده است كه عدم، هيچ نقش و تأثيرى ندارد، پس وجود، علّت ديده شدن است و واجب نيز در اين علّت با ديگران مشترك است كه دليل آن در مبحث وجود- وتحت عنوان مسبوقيّه الوجود- گذشت؛ بنابراين، امكان ديدن خداوند، امرى ضرورى است».[١]

ابن تيميّه در اين باره مى‌گويد:

«درباره چيزهايى كه ديدن آنها امكان‌پذير است اختلاف وجود دارد. برخى مى‌گويند: امرى كه موجب مى‌شود ديدن، امكان پذير شود، فقط مى‌تواند وجودى محض باشد، پس هر چيزى كه وجود آن كاملتر باشد، به ديده شدن سزاوار تر است. برخى ديگر گفته‌اند: بلكه آنچه موجب مى‌شود ديدن امكان‌پذير شود، امرى است كه به وجود ناقص اختصاص دارد و به عدم سزاوار تر است. مثل اين كه شى‌ء حادث و مسبوق به عدم باشد،[٢] يا اين كه ممكن و قابل معدوم شدن باشد.


[١] - شرح المقاصد: ٤/ ١٨٩، چاپ عالم الكتاب.

[٢] - يعنى قبلًا عدم بوده باشد( م).