در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٠ - مرحله نخست

شود، دست يابيم. همه بحث بايد بر روى مهمترين دليل عقلى كه اشاعره براى نظريّه خويش آورده‌اند، متمركز شود. اين دليل عقلى مى‌گويد: آنچه موجب امكان ديدن مى‌شود، وجود است كه امر مشتركى بين ممكن و واجب است، پس به ناچار بايد هر دو را ببينيم. درستى هر دو نظريّه به درستى يا نادرستى اين دليل بستگى دارد. ما در اين جا دو شرح و توضيح براى اين دليل مى‌آوريم؛ يكى از سعدالدين تفتازانى و ديگرى از ابن تيميّه.

تفتازانى دركتاب خود گفته است:

«علماى پيشين از اهل سنّت براى امكان ديدن به دليل عقلى استناد كرده‌اند كه به شرح زيراست: ما- به اتّفاق همه مخالفان- جوهرها و اعراض را مى‌بينيم مانند: اجسام، نور، رنگ.

براى ديدن جوهر و عرض، استدلال كرده‌اند كه ما با چشم خود انواع جسم مانند درخت، سنگ و نيز انواع رنگ مانند سياهى و سفيدى را از يكديگر تشخيص مى‌دهيم بدون اين كه (وجود) يكى از آنها برابر بينايى (چشم) متوقّف باشد، به طورى كه از آن جا كه ديدن اين دو (جوهر و عرض) ممكن است و از سوى ديگر، ديدن، امرى است كه هنگام ضرورت يافتن تحقّق مى‌يابد و هنگام عدم ضرورت، منتفى مى‌شود؛ بنابراين، ديدن بايد علّت داشته باشد؛ زيرا ترجيح بلامرجّح محال است. همچنين بايد اين علّت، مشترك بين جوهر و عرض باشد؛ زيرا- همان گونه كه گذشت- يك معلول نمى‌