در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٤٩ - مرحله نخست

مطلبى نيز كه الآن گفتيم- يعنى: بيننده جوهر و رنگ را به خاطر خصوصيّتهايى كه دارند، مى‌بيند نه به خاطر وجودشان- اين قول را باطل مى‌كند.[١]

هدف و غرض كسى كه مى‌گويد: هر موجودى قابل ديدن است، اين است كه ثابت كند قديم (خداوند) مرئى و قابل ديدن است و وقتى براى (اثبات) اين مطلب به وجود و ساير آنچه گفتيم تكيه مى‌شود، اين نتيجه به دست مى‌آيد كه علّت اين امر، حدوث آن است؛ زيرا هنگامى كه شى‌ء مرئى حادث شود، مى‌توان آن را ديد و قبل از حادث شدن، ديدن آن محال است.

اين مطلب، اين قول را كه خداوند متعال ديده مى‌شود، يا اگر مرئى باشد، مى‌تواند حادث باشد، باطل مى‌كند؛ بنابراين، مى توان گفت: ادراك به شى‌ء تعلّق مى‌گيرد، از آن جهت كه داراى ويژگيهاى ذاتى خاصّى است.[٢]

نزاع و اختلاف در مرحله نخست، به تجزيه و تحليل رابطه بين ديده شدن و جسميّت بر مى گردد؛ يعنى آيا ديدن غير اجسام با چشم، محال است يا نه؟ نظريّه اشاعره مبتنى بر امكان است و نظريّه تنزيه محض قايل به محال بودن آن است.

شناخت حقيقت در اين مسأله مى‌طلبد كه ارتباط بين ديدن و شى‌ء مرئى به طور عميق، تحليل و بررسى شود تا از طريق آن بتوانيم به آنچه ممكن است سبب محال، يا ممكن بودن اين مسأله‌


[١] - المغنى، عبدالجبّار معتزلى: ٤/ ٨٤.

[٢] - المغنى، عبدالجبّار معتزلى: ٤/ ٨٨.