در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٠٨ - آياتى كه بيانگر نفى ديدن با چشم است
در آيه وجود ندارد و اين همان ناتوانى و عجز فكرى نظريّه اشاعره است كه قبلًا به آن اشاره كرديم.
اگر كسى بگويد: قايلين به تنزيه نيز از نفى احتمال ديگر در آيه ناتوانند، در پاسخ مىگوييم: موافق بودن قول اهل تنزيه با اصل، اين ناتوانى آنان را جبران مىكند؛ زيرا اين اصل، رأى ديگر را عقلًا نفى مىكند و از اين رو، آيه تنها بر نظر ايشان تطبيق مىكند، امّا نظر اشاعره مخالف اصل است و اين امر، ناتوانى آنان در فايق آمدن بر نظر ديگر و اثبات انحصار آيه به نظر خودشان را تأييد مىكند.
بنابراين، نظر ديگر ثابت و پابرجاست و با هيچ دليل عقلى و نقلى نمىتوان آن را رد كرد، بدين ترتيب، تلاش اشاعره در استدلال به آيه براى ادّعاى خويش بى فايده است و سودى براى آنان ندارد، در حالى كه قايلين به تنزيه از آيه استفاده كرده، با ظاهر آن، مطلوب خود را ثابت مىنمايند و با تكيه بر دليل عقلى، بر محال بودن ادعّاى اشاعره آن را رد مىكنند و اين همان محورى است كه گفتگوها، مناظرهها و دفع شبهات اشاعره به دور آن مىچرخد و نمونه بارز آن روايتى است كه شيخ صدوق در باب «ما جاء في الرؤية» از كتاب «التوحيد» به نقل از على بن محمّد بن جهم آورده است.
وى مىگويد: