در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٠٥ - آياتى كه بيانگر نفى ديدن با چشم است

«و چون موسى به ميعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت عرض كرد: پروردگارا! خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم، فرمود: هرگز مرا نخواهى ديد لكن به كوه بنگر، پس اگر جاى خود قرار گرفت به زودى مرا خواهى ديد، پس چون پروردگارش به كوه جلوه نمود، آن را ريز ريز ساخت و موسى بيهوش بر زمين افتاد و چون به خود آمد، گفت: تو منزّهى! به درگاهت توبه كردم و من نخستين مؤمنانم».

هر دو گروه با تفسير و توضيح خاصّى به اين آيه استدلال كرده‌اند.

تفسير قايلين به تنزيه: هنگامى كه قوم موسى (ع) از او خواستند تا خداوند را آشكارا ببينند، حضرت موسى (ع) براى اين كه محال بودن اين امر را براى آنان اثبات كند، خطاب به پروردگار متعال عرض كرد: رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ‌، پاسخ پروردگار دو نفى را در بر داشت؛ نفى اوّل، لَن تَرَانِي‌ و نفى دوّم، متلاشى و ريز ريز شدن كوه و بيهوش افتادن موسى (ع) هنگامى كه خداوند سبحان بر كوه جلوه نمود، به گونه‌اى كه موسى را بر آن داشت، منزّه بودن خداوند از ديده شدن را براى قومش بيان كند: سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ‌.

يعنى: «اوّلين كسى هستم كه به ديده نشدن تو ايمان مى‌آورم».

امّا اشاعره اين آيه را به گونه‌اى تبيين مى‌كنند كه نظر آنان را تأييد كند؛ مى‌گويند: اين كه حضرت موسى (ع) از خداوند خواست تا او را ببيند، نشانه اين است كه او به امكان پذيرى اين كار ايمان‌