در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٥٨ - فصل چهارم ادامه مسير تشيع
پس از آن كه فرزندش امام باقر (ع) امامت را برعهده گرفت، اوضاع كمى بهتر و بازتر شده بود؛ حكومت بنىاميّه ضعيف شده بود و تسلّط كافى بر اوضاع نداشت و مدّعيان، از هر گوشه و كنارى ادّعاى خلافت مىكردند، براى همين، امام (ع) بهتر از گذشته مىتوانست با شيعيان ارتباط برقرار كند و عقايد حقيقى اسلام را بسط و گسترش دهد.
هنگامى كه امام صادق (ع) پس از پدرش به امامت رسيد، دولت بنىاميّه آخرين نفسهايش را مىكشيد. تمام تلاش آنان صرف سركوب قيام مىشد؛ از اين رو، توجّهى به شيعيان نداشتند. امام (ع) اين فرصت را بسيار مغتنم شمردند و تمام تلاش خود را براى گسترش علوم اسلامى صحيح، مبذول داشتند.
آن حضرت در مسجدالنبى براى تدريس مىنشست و هزاران نفر از اقصى نقاط سرزمين اسلام براى تعلّم خدمتش مىرسيدند. آن برهه، فرصت بسيار خوبى بود كه شيعه با امام خود رابطه برقرار كرده و از جهت فكرى و عقيدتى، تغذيه شود تا بتواند در مقابل پيروان مذاهب و فرقههاى ديگر كه بنىاميّه آنان را گسترش داده بودند، مقاومت و ايستادگى كند.
ائمّه (عليهم السلام) از هرگونه قيام مسلّحانه خوددارى مىكردند؛ زيرا مىديدند كه شيعيان در مرحلهاى نيستند كه بتوانند مسؤوليّت قيام و حفظ دستاوردهاى آن را برعهده بگيرند. از سوى ديگر، عِدّه و عُدّه