در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٦٧ - نصوص نبوى در مسأله جانشينى پيامبر(ص)
همه افراد شروع به خوردن كردند، به حدّى كه همگى سير شدند و در اين حال فقط جاى دستهايشان در غذا مانده و چيزى از آن كم نشده بود و قسم به خدايى كه جان على (ع) در دست اوست! يكى از آنان مىتوانست كه به تنهايى تمام اين غذايى را كه آورده بودم، بخورد. سپس فرمود: اينان را سيراب كن. من ظرف را آوردم و همگى از آن نوشيدند تا كاملًا سير شدند و به خدا قسم! يكى از مىتوانست تمام اين ظرف را بنوشد.
پس از آن وقتى رسول خدا (عليهما السلام) خواست كه با آنان صحبت كند، ابولهب پيشى گرفت و گفت: همانا ميزبان شما، شما را جادو كرده است! پس از اين سخن، افراد متفرّق شدند و رسول خدا (عليهما السلام) نتوانست با ايشان صحبت كند.
آن حضرت فرمود: اى على! فردا همين كار را خواهيم كرد. اين مرد چنان كه ديدى در سخن گفتن بر من پيشى گرفت و كار را خراب كرد و قبل از آن كه سخن بگويم، افراد متفرّق شدند، پس دوباره غذايى آماده كن و اين افراد را دعوت كن.
من دوباره غذا آماده كردم و اين افراد را دعوت نمودم. پس از آن كه همگى جمع شدند، رسول خدا (عليهما السلام) فرمودند كه غذا را ببرم. غذا را بردم و آن حضرت همان كارهاى روز گذشته را تكرار كرد و آنان شروع به غذا خوردن كردند تا كاملًا سير شدند، سپس فرمود: آنان را سيراب كن. ظرف را آوردم و همگى، آن قدر نوشيدند تا سيراب شدند، سپس رسول خدا (عليهما السلام) شروع به صحبت كرد و فرمود: