در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٤٧ - انحرافى دوباره
مىشد، زندانى مىشد و يا به قتل مىرسيد و اموالش مصادره و خانهاش ويران مىشد. اين بلا و فتنه روز به روز بيشتر مىشد تا عبيدالله بن زياد، حسين بن على (عليهما السلام) را در نهايت مظلوميت در كربلا به شهادت رسانيد. پس از آن حجّاج بن يوسف به عراق آمد و قتل عام فجيعى را شروع كرد. اوضاع به گونهاى شده بود كه اگر به كسى زنديق يا كافر مىگفتند، برايش بهتر از اين بود كه به وى شيعه على (ع) بگويند؛ زيرا به محض اتّهام دستگير و به قتل مىرسيد.
جالب اين است كه: محدّثان، روايات عجيبى را درباره صحابه و خلفا نقل مىكردند، در حالى كه هيچ كدام از اين احاديث واقعى نبود، امّا به خاطر اين كه روايان آنان دروغگو يا افراد كم تقوا نبودند، مردم آنان را تلّقى به قبول مىكردند».[١]
اين دو نقل قول، اوضاع و احوال شيعه را در عصر اموى مشخّص مىسازد. پس از سقوط دولت بنىاميّه كه بيش از ١٢٠ سال سلطنت كردند و استقرار بنىعبّاس، باز هم رنج و مشقّتهاى شيعيان اهلبيت (عليهم السلام) كاهش نيافت. عبّاسيان كه با توسّل به شعار جلب رضايت آل محمّد، مردم را به دور خويش جمع كرده و حكومت بنىاميّه را ساقط كرده بودند، به سرعت، تغيير روش داده و راه و
[١] - شرح نهج البلاغه: ١١/ ٤٣.