در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٦٥ - نصوص نبوى در مسأله جانشينى پيامبر(ص)
جالب اين است كه تمام مسلمانان به اين مسأله مهم توجّه داشتهاند. ما مىبينيم كه ابوبكر، دستور مىدهد كه عمر بن خطّاب جانشين وى باشد و امّت اسلامى را به حال خود واگذار نمىكند كه خودشان كسى را انتخاب كنند و مىبينيم كه عمر بن خطّاب، اقرار مىكند كه اگر سالم، آزاد كرده ابوحذيفه يا ابوعبيده جراح زنده بودند، يكى از آنان را بدون ترديد براى جانشينى خود انتخاب مىكرد. با وجود فقدان اين دو نفر، وى امّت اسلامى را به طور مطلق به خود واگذار نمىكند بلكه امر را در شش نفرى كه خودش انتخاب كرده محصور مىكند و دستور مىدهد كه اين شش نفر، يكى را از ميان خودشان براى خلافت انتخاب كنند.
ما نمىتوانيم بپذيريم كه صحابه پيامبر اكرم (عليهما السلام) به اهمّيّت مسأله خلافت پى برده بودند و رسول خدا (عليهما السلام) از آن غافل مانده بود، در حالى كه عاقلترين مردم و حريصترين فرد به سرنوشت امّت اسلامى و مصالح ايشان بوده است.
امّا اگر به سيره نبوى مراجعه كنيم، در مىيابيم كه آن حضرت اين امر مهم را كه متعلّق به آينده امّت اسلامى بوده، مورد غفلت و اهمال قرار نداده است و نشانههاى اين مرجعيّت دينى و سياسى را از همان آغاز بعثت بيان كرده است.
وقتى منابع جمهور را مطالعه مىكنيم، مىبينيم كه نوشتهاند: