در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٤٠ - اجتهاد بعضى از صحابه
كارى اقدام كنم، از آن روى گردان نمىشوم. من اين قربانيها را نياوردهام مگر براى قربانى، سپس آن حضرت مُحِل شد و بقيّه هم از احرام بيرون آمدند».[١]
همچنين عايشه روايت كرده است:
«پيامبر (عليهما السلام) كارى را انجام داد كه مباح و جايز بود، با اين حال عدّهاى از صحابه از انجام آن خوددارى كردند. اين خبر به اطّلاع آن حضرت رسيد. او پس از حمد و ثناى خداى متعال فرمود: چه شده است كه عدّهاى از انجام بعضى از كارهايى كه انجام مىدهم، خوددارى مى ورزند؟ به خدا قسم! من آگاهترين ايشان به خدا هستم و بيشتر از همه از خدا خوف و خشيتدارم».[٢]
گويى عدّهاى مىپنداشتند كه باتقواتر از رسول خدا (عليهما السلام) هستند! و بيشتر از خدا مىترسند! و الّا انگيزه آن شك و ترديد در رسول خدا (عليهما السلام) چه بوده است؟ و چرا گمان مىكردهاند كه كار آن
[١] - صحيح مسلم: ٤/ ٣٤؛ سنن ابن ماجه: ٢/ ٩٩٣؛ مسند احمد: ٤/ ٢٨٦؛ ج ٦/ ١٧٥. در روايت براء بن عازب آمده است كه پيامبر اكرم( عليهما السلام) فرمود: حج خود را به عمره تبديل كنيد. مردم گفتند: اى فرستاده خدا! چگونه آن را عمره قرار دهيم در حالى كه براى حجّ مُحرم شدهايم؟ فرمود: نگاه كنيد كه شما را به چه چيزى امر مى كنم، همان را انجام دهيد، امّاآنان حرف او را نپذيرفتند ...!
ذهبى مى نويسد: اين حديث صحيحى از العوالى مى باشد كه ابن ماجه آن را تخريج كرده است؛( سير اعلام النبلاء: ٨/ ٤٩٨).
[٢] -- صحيح بخارى: ٨/ ١٤٥.