در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٨٦ - على(ع) در نبرد خندق
نقاطى از اين خندق، عمق و عرض كافى نداشت و دشمن مىتوانست از آن عبور كند. رسول خدا (عليهما السلام) و مسلمانان آماده دفاع شدند و دشمن آن را محاصره كرد، امّا بين آنان جنگى رخ نداد تا اين كه چند تن از سواران قريش، از جمله «عمرو بن عبدود بن ابى قيس»، همپيمان بنى عامر بن لؤى، عكرمة بن ابىجهل و هبيرة بن ابى وهب- كه هر دو مخزومى بودند- ضرار بن خطاب الشاعر بن مرداس، همپيمان بنى محارب بن فهر، لباس جنگ پوشيدند و بر اسبهاى خود سوار شدند. آنان وقتى از كنار منازل بنىكنانه عبور مىكردند، گفتند:
«اى بنىكنانه! براى جنگ آماده شويد كه به زودى اين اسب سواران چشم شما را روشن خواهند كرد!».
آنان به سوى مدينه پيش رفتند تا به خندق رسيدند. با مشاهده اين مانعى كه مسلمانان ايجاد كرده بودند، ايستادند و گفتند:
«به خدا قسم! اين تاكتيكى است كه عرب آن را نمىدانسته است ...».
آنان مقدارى اين طرف و آن طرف رفتند تا جاى تنگى را پيدا كردند. آنگاه اسبها را هى كردند و به آن طرف خندق پريدند.
مقدارى به جولان پرداختند تا اين كه على ابن ابىطالب همراه عدّهاى پيش آمدند و گذرگاه مشركان را بستند. سواران قريش به سوى آنان آمدند.