در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٢٠٢ - غلو و غلات
اميرالمؤمنين بنده خاشع و خاضع خداوند متعال بود. واى و نفرين بر كسى كه به ما دروغ ببندد! همانا افرادى مطالبى درباره ما مىگويند كه خودمان درباره خود نمىگويم. ما از چنين افرادى بيزار هستيم. ما به درگاه خدا از چنين افرادى، برائت مىجوييم».[١]
و كشّى از عبدالله نقل كرده است كه امام صادق (ع) فرمود:
«ما اهل بيت، از صديقيّن هستيم، امّا ايمن از اين نمىباشيم كه كذّابى به ما دروغ ببندد و صدق ما را با كذب خود در پيش مردم مخدوش نمايد. همانا پيامبر خدا (عليهما السلام) راستگوترين مردم بود، امّا مسيلمه كذّاب بر او دروغ مىبست. و اميرالمؤمنين از راستگويان خلايق، بعد از رسول خدا (عليهما السلام) بود، امّا عبدالله بن سبأ بر او دروغ مىبست و مىخواست كه صدق او را تكذيب كند و به خدا افترا ببندد».[٢]
در بحارالأنوار اين قسمت نيز در ادامه حديث فوق آمده است:
«ابوعبدالله، حسين بن على (عليهما السلام) در زمان خود، به كذب و افتراى مختار گرفتار شده بود. حارث شامى و بنان هم به على بن حسين (عليهما السلام) افترا مىبستند. سپس آن حضرت مغيرة بن سعيد، بزيع، سرى، ابوالخطاب، معمر، بشار شعيرى، حمزه ترمذى و صائد نهدى را نام برد و فرمود: «خداوند اينان را لعنت كند. ما از دروغگويانى كه
[١] - رجال كشّى: ١/ ٣٢٤، شماره ١٧١.
[٢] -- رجال كشّى: ١/ ٣٢٤، شماره ١٧٤.