در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٠٠ - عوامل اختلاف
«رسول خدا به من فرمود: همانا پس از من، امّت نسبت به تو مكر و غدر مىكند، در حالى كه تو بر آيين و ملّت من هستى و براى حفظ سنّت من مىجنگى. هر آينه آن كس كه تو را دوست بدارد، در واقع مرا دوست داشته و هر كس با تو دشمنى بورزد، در واقع با من دشمنى ورزيده است و به درستى كه اين با اين خضاب مىشود و با دست به فرق سر آن حضرت (ع) و محاسنش اشاره كردند».
زمينههاى روانى و اجتماعى مختلفى، باعث مى شده تا خلافت از اهل بيت (عليهم السلام) گرفته شود. «حسادت» يكى از عواملى بود كه نمىگذاشت تا خلافت و نبوّت در بنى هاشم جمع شود، با وجودى كه حسودان مىدانستند اهل بيت (عليهم السلام) مستحقترين افراد براى خلافت هستند، امّا آن را قبول نمىكردند.
اين عقدهها و كينههاى درونى و حسادت به صورت آشكار در گفتگو هايى كه بين ابن عبّاس و خليفه دوّم به وقوع پيوسته است، مشاهده مىشود.
عبد الله بن عمر روايت كرده است:
«روزى همراه افرادى كنار پدرم نشسته بودم. صحبت از شعر به ميان آمد و اين كه شاعرترين عرب كيست؟ هر كسى نام شاعرى را مىبرد تا اين كه عبدالله بن عبّاس پيش آمد و در ميان ما نشست. عمرگفت: كسى كه بايد به اين سؤال جواب دهد، آمد. آنگاه پرسيد: اى عبدالله، شاعرترين عرب كدام است؟ پاسخ داد: زهيربن ابى سلمى گفت: پس يكى از شعرهايش را كه بهتر مىدانى، بخوان. گفت: اى امير المؤ منين! اين شعر را در مدح قومش از غطفان به نام بنى سنان گفته كه چنين است: